تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس - اى محبوب دلها بیا

 اى مهربان؛

 بگذار تا در ميان ستاره‏هاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛

 بگذار تا از درد جدائيت كه با غيبتت همه تكيه‏گاه مظلومان ازبين‏رفته بنالم؛

 پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى مى‏دانم كه با حضورت در ميان مردم هر قطره آب معنى يك دريا را مى‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند ولى با تو گلستان مى‏شوند؛

اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهاييم مى‏رسد

اى آقاى من؛

 شنيده‏ام كه با نماز خواندن شماست كه خورشيد جان مى‏گيرد و

 با هر نفس شماست كه روشنتر مى‏شود!

 آخر از حريم كدامين بهارى كه عاشقانت با شنيدن نامت به قامت سبزت مى‏ايستند

و قلبهايشان را به سوى شما روانه مى‏سازند؛

 من مى‏دانم كه دل شما مانند دريا پاك است،

روييدن خورشيد از خاك، معناى وجود تو را مى‏دهد و بهار را در نام شما مى‏جويم. عزيز دلم!

 چه شبها و روزها كه نام تو را بر زبان جارى مى‏ساختم

 و به يادت هميشه دلم آهنگ انتظار را مى‏نوازد و با پاى برهنه در جاده‏هاى انتظار قدم برمى‏دارم.

گلدسته‏هاى مسجد جمكران در خيال رسيدن نام زيبايت به گوششان در اوج آسمان

 دعا مى‏خوانند عاشقانى كه به مسجدجمكران مى‏آيند، سر بر ديوار جمكران

 مى‏گذارند و با چشمانى اشكبار تو را ياد مى‏كنند و با دل سوخته‏شان شما را

 صدا مى زنند..

 اى منتهاى مهربانى!

هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه‏هارا به خاطر ديدنت مى‏شمارند؛ چرا كه همه هفته به اميد جمعه مى‏مانيم و هنگامى كه جمعه فرامى‏رسد زمين و زمان بوى تو را مى‏دهد؛

 امّا غروب جمعه دلم را مى‏شكند و هنگامى كه جمعه مى‏رود دلم مى‏گيرد،

چرا كه روزى كه وعده داده‏اى كه خواهم آمد بدون تو سپرى مى‏شود!


 اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِزيارَتِهِ ثَوابُ زيارَت سيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي

از امام هادی (ع) روایت شده که «هر كس كه حضرت عبدالعظيم (ع) را در ری زیارت كند همانند كسي است كه امام حسین (ع) را در كربلا زيارت كرده است»

"ابوالقاسم عبدالعظیم‌بن‌عبدالله‌بن علی‌بن‌الحسن‌بن زیدبن‌الحسن" علیه‌السلام معروف به "عبدالعظیم حسن علوی" از محدثان و دوستان راستین و یاران بسیار ارجمند امام هادی و امام جواد (ع) است . میان علمای رجال در عدالت و وقاثت و زهد ایشان هیچ اختلافی نیست . بنا به نوشته محققان عبدالعظیم در سال 250 هجری قمری از سامرا و از راه طبرستان قصد عزیمت به ری کرد. دلیل این مسافرت به طور کامل مشخص نیست ، ولی بعید نیست که امام دهم علیه‌السلام، ایشان را برای تبلیغ و ترویج احکام و معارف تشیع مامور کرده باشند. ایشان مؤلف دو کتاب هستند: -1 خطب امیرالمؤمنین -2 کتاب الیوم‌واللیله در عظمت و شخصیت و بهره‌مندی او از علوم و ادب همین بس که امام دهم علیه‌السلام ایشان را بر بسیاری از اصحابش برتری می‌بخشید و در صدر مجلس و کنار خود می‌نشاند.


روز جمعه مصادف با شهادت حضرت حمزه عموی گرامی پیامبر می باشد  رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمان میداد در زمان حیاتش به زیارت قبر حمزه (علیه السلام)بروند

حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام)بعد از وفات رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به  زیارت قبر حمزه (علیه السلام)میرفت و مسلمانان پی در پی برای زیارت قبر حضرت حمزه سیّد الشهداء (علیه السلام) می رفتند. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 18:18  توسط خادم الزهرا  |