تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس - اشک یتیم کوفه

اشک یتیم در فراق پدرمهربان

توی نجف يه خونه بود که ديواراش کاهگلی بود

اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بود

نصف شبا بلند می شد يه کيسه داشت که بر می داشت
خرماو نون و خوردنی هرچی که داشت تو اون می ذاشت

راهی کوچه ها می شد تا يتيما رو سير کنه
تا سفره خاليشون رو پر از نون و پنير کنه

 شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پر از بارون بکنه باغ های بی شکوفه رو

بعد از علی کی ميتونه محرم راز من باشه
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه
علی امام عاشقاست

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 13:45  توسط خادم الزهرا  |