تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس

او می ماند...

امروز مهربان هستی چشم مهر بانترین امام حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را به نوزادی روشن نمود که نامش فاطمه بود و بابا به او رقیه گفت او دستان کوچکش را هر وقت به دعا بلند می کند بابای خوبش آمین می گوید و گره گشای دوستان آل محمد شد و حرم کوچکش با اسباب بازی های کودکانه آذین شد و نشانه ای از عظمت حق تعالی شد که دشمنان  خدا بنی امیه ها می روند و نامی از بدنامی آنان می ماند و بس.

 

دلم به یاد حرمش افتاده

چشمم به انتظار دیدار

خدایا مددی...

محمد


بیست و سوم شعبان المعظم سالروز میلاد زهرای سه ساله کربلا،

 ام ابیهای حسین

 حضرت رقیه (سلام الله علیها)

 

بر آقایمان حضرت ولی عصر و بر شما عاشقان و

 

دلسوختگان ولایت و امامت مبارک باد.

 

شب عاشق شکفته شد

یاسی که دیار شقایق شکفته شد

مثل شکوفه رائحه ای دلفریب داشت

گل برگهای روشن او عطر سیب داشت

اما نسیم جرات بوئیدنش نداشت

حتی فرشته رخصت بوسیدنش نداشت

آرام آرام زیر بارش مهتاب خنده کرد

آری آری به روی حضرت ارباب خنده کرد

زینب یبا و اوج عنایات را ببین

در این قمات مادر سادات را ببین

روح تمام عشق به محراب کوچک است

انگار عکس فاطمه در قاب کوچک است

آینه تمام تمنای من رسید

دختر نگو که ام ابیهای من رسید


1. ملا باسم

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 طفله رقیه 666 0:05:40

2. سید مجید بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 قاصدک بابای من گم شده، اونو ندیدی؟ 415 0:03:19

3. حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 تا سر زدی در قلب شب 553 0:04:42
2 دخترم گریه نکن، آسمونت آبی شده 153 0:02:05

4. حسین سیب سرخی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 یا رقیه بنتُ الحسین 754 0:05:10

5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه ست 692 0:05:49
2 گفت ای عمه بیا تو در بر من 895 0:12:17

6. حمید علیمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 در این مصیبت چو نی بنالم 513 0:04:22

7. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 یه دختر سه ساله 657 0:05:31
2 دختر آواره ی غم ها منم 753 0:06:24
3 یا ابا المظلوم   بابا حسین 561 0:03:50

۸. حاج احمد واعظی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 روضه حضرت رقیه (س) 452 0:03:50
2 ای پدر    ای پدر    جان عمه بگو 681 0:05:48
3 آن طرف طفلی سه ساله 347 0:02:57
4 عجب رسمیه رسم زمونه 618 0:05:15

برای دانلود کردن مرثیه ها، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

 


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 17:4  توسط خادم الزهرا  | 

جمعه معهود!


شعبان، آکنده از رایحه حضور اوست و جمعه، سرشار از عطر ظهورش!

شعبان که از راه می رسد شمیم جانبخش او زمان را معطر می سازد، نبض هستی به شماره می افتد، چشمه امید می جوشد، آرزوهای فراموش شده جان می گیرد و چون اشتیاق، در دل شعله می کشد و چون اشک، در دیدگان حلقه می زند چون باور، در قلب ها گل می دهد و چون شعر، بر زبان ها جاری می شود.

و خدا کند که خوانده باشد آن دوگانه هستی ساز را.

امام صادق (ع) فرموده اند: هر گاه که آن شب جمعه فرا رسد، خداوند فرشته ای را به آسمان دنیا فرو فرستد و چون فجر طالع شده و سپیده بدمد، آن ملک بر بالای خانه خدا قرار گیرد و منبرهایی از نور در آنجا نهاده و علی و حسن و حسین(ع) از آن بالا روند، فرشتگان و پیامبران و اهل ایمان گردشان حلقه زنند و درهای آسمانی به یکباره گشوده شود، چون خورشید به میان آسمان رسید رسول خدا (ص) گوید: پروردگارا! میعادی که در آن کتاب دادی چه شد؟ «خدای آن دسته از شما را که ایمان آورده و اعمال شایسته داشته باشند وعده داده است، هر آینه در زمین خلافت بخشد.» (نور/۵۵)

آنگاه فرشتگان و پیامبران نیز همانند این سخن را بگویند.

سپس محمد(ص) و علی و حسن و حسین(ع) به سجده افتند و بگویند: بار پروردگارا! حریم تو هتک شد و برگزیدگان تو کشته شدند و بندگان شایسته ات خوار شمرده شدند، در این هنگام آنچه خدا خواهد انجام می دهد که آن روز، روز معلوم است. (غیبت نعمانی ۲۷۶)

وه که اگر او خوانده باشد آن دو رکعت نماز را...

دوران مشقت و فراق به سرآمده و عصر با او بودن آغاز می گردد؛

جنگ و ستیز و ویرانی جای خود را به صلح و ثبات و آبادانی می دهد؛

ظلم و ستم و تجاوز از صحنه عالم برچیده و عدل و داد گسترده می گردد؛

و تو می توانی در کلاس درس او، در محضر مبارکش، معرفت حقیقی را از زبان وی بیاموزی؛ جهل و نادانی ریشه کن شده و عقل ها کامل می گردد؛

فقرو نادانی، ضعف و بیماری رخت بربسته غم ها زدوده و شادی وانس و نشاط بر قلب ها حاکم می گردد؛

نعمت و برکت، سرسبزی و خرمی، امنیت و آسایش، ایمان و توحید در عالم جلوه گر می گردد؛ آری این چنین زمین به نور ولایت او روشن تر از خورشید خواهد شد؛

...و ما ظهورش را به انتظار نشسته ایم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 20:23  توسط خادم الزهرا  | 


الگوى شجاعت و ادب،اكبر در دانه فاطمى نسب،اكبر
فرزند يقين ز نسل ايمان بود پرورده دامن كريمان بود
آن يوسف حسن،ماه كنعانى‏ در خلق و خصال،احمد ثانى
آن شاهد بزم، سرو قامت بود دريا دل و كوه استقامت بود
آن دم كه لباس رزم مى‏پوشيد از كوثر عشق، جرعه مى‏نوشيد
از فرط عطش فتاده بود از تاب‏ گرديد ز دست جد خود سيراب‏
در راه خدا ذبيح دين گرديد بر حلقه عاشقان نگين گرديد
داغش كمر حسين را بشكست‏ با خون سرش حناى خونين بست‏
ديباچه داستان حق،اكبر قربانى آستان حق،اكبر

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 21:33  توسط خادم الزهرا  | 

فرارسیدن 5 شعبان، سالروز میلاد مسعود

سید ساجدان و زینت عابدان،

حضرت امام علی بن الحسین (علیه السلام)

بر همه مسلمین جهان تهنیت باد

مردی می آيد که دستانش بوی کرامت، پيشانی اش بوی بندگی و گام هايش، ندای ايستادگی سر می دهد.بهار به حيرت می ايستد، باد سجده می کند و خورشيد، شکرانه می دهد.

خداوندا ! دل ولی خود را در باره دوستانت نرم کن، و دستش را بر دشمنانت گشوده ساز، و مهربانی و رحمت و عطوفت و شفقتش را بما ارزانی دار، و چنان کن که ما از شنوندگان و مطیعان او شویم، و در راه رضایش پوینده و در نصرت او و دفاع از او یاری کننده باشیم و به این وسیله بسوی تو و پیغمبرت که رحمتهایت ای بار خدای بر او و آلش باد تقرب جوییم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 19:6  توسط خادم الزهرا  | 

میلاد امام حسین سرور آزادگان و حضرت عباس پرچمدار کربلا وامام آزادگان امام سجاد مبارک باد

امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر
اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.

 


خجسته زاد روز ميلاد با سعادت سپه سالار كربلا، ماه بنى هاشم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام بر مولا و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه و اميد شيعيان حضرت بقيةالله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشريف و تمامى عاشقان و محبين اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام مبارك باد

زمين مدينه با نيم ‏نگاه خورشيد روشنايى مى‏گرفت و تابش طلايى آفتاب، جمعه، چهارمين روز شعبان سال‏26 هجرى را نورى ديگر مى‏بخشيد. بلور دلهاى شيفتگان اميرالمؤمنين على(ع) لبريز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچه ‏هاى بنى‏هاشم به روى زائران خانه حضرت گشاده مى‏نمود. چهره علاقه ‏مندان اهل بيت (عليهم السلام) را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى ديدار نو رسيده مولاى خويش بر يكديگر پيشى مى‏گرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و «فاطمه كلابيه‏» را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شيرينى اولين كلام او را بيابند.

در اين هنگام گويى مام كودك، ام ‏البنين (عليها السلام) نوزاد را به على(ع) تقديم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سينه چسباند، با صدايى آسمانى در گوش راست فرزند اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ايمان و عشق به «توحيد» و «نبوت‏» نمايان شود; تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت‏» جارى شود و تا هميشه ايام در سايه ‏سار «ولايت‏» سروى سبز باشد.

چون نسيم اذان و اقامه بر روان پاك و سپيد طفل وزيد، امام(ع) با واژه‏اى مهرآفرين و روح ‏افزا، نام فرزند را بيان فرمود: «عباس‏» يعنى شير بيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد. دلاورى از شجاعان اسلام و قهرمانى كه در برابر باطل و ستم عبوس و خشمگين است و در مقابل خير و نيكى شادان و متبسم.

رواق چشمان اطرافيان را هاله ‏اى از عشق و اميد فرا گرفته بود. فاطمه كلابيه بيش از ديگران از خشنودى امام على(ع) شادمان و خرسند بود.

در اين لحظه، الماس بوسه على(ع) بر بلور وجود طفل نشست و پيكر كوچك عباس با اولين نوازش و عاطفه آشنا شد; اما اين شادمانى لحظاتى بعد با توفان غم درهم پيچيده شد. ناگهان گوهر اشك از ديدگان اميرمؤمنان(ع) بر سينه سيمايش پديدار شد، صداى گريه آن حضرت دلها را مالامال از اندوه ساخت و فرمود: گويا مى‏بينم اين دستها يوم الطف در كنار نهر فرات در يارى برادرش حسين از بدن جدا خواهد شد.



هفتمين روز ميلاد


على(ع) در هفتمين روز ميلاد، فرزند دلبند خود را خواست. طبق سنت پسنديده اسلام، موهاى زيبايش را تراشيد و هم وزن آنها، طلا يا نقره به مستمندان داد. سپس گوسفندى، به عنوان عقيقه، ذبح كرد تا به بركت آن صدقات و اين قربانى پيكر پاك عباس عزيز پا برجا و سالم ماند و ايام زندگانى‏اش طوباى بركاتى جاودان شود.

گفتار امام(ع) و نام حماسى نوزاد دفتر طلايى خاطرات او را در مقابل ديدگان آشنايان مى‏گشود. از اين‏رو بر بينش على(ع) آفرين مى‏گفتند و انتخاب عقيل را مى‏ستودند.

آنها از روزى ياد مى‏كردند كه اميرمؤمنان(ع) برادرش عقيل را طلبيد تا از بلنداى «علم انساب‏» نگاهى به قبايل مختلف بيفكند، خانواده ‏اى شجاع را انتخاب كند و انگشت اشاره بر بانويى پاك و عفيف ‏نهد تا فرزندانى دلاور، سرآمد و شيردل به دنيا آورد.

پس از مدتى تحقيق و ژرف‏نگرى، عقيل «فاطمه كلابيه‏» (ام ‏البنين) را برگزيد.



دوران كودكي عباس عليه السلام


در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك.

عباس گفت: يك

حضرت ادامه داد: بگو دو

عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم. (10)

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. (11)



ايام نوجواني و جواني


محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد (12) ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن (13) در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد (14) و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد. (15)



كنيه هاي مهر افروز


ديباچه صفات اخلاقى افراد و فهرست فضايل معنوى انسانها در كنيه آنان نمايان است. عباس(ع) انسانى آسمانى بود كه بلنداى عظمتش كنيه‏ هاى بسيارى براى او پديد آورد. «ابوالفضل‏» مشهورترين كنيه اوست. اين كنيه برخى از صاحب‏نظران را بر آن داشت تا شعاع چشمگير شخصيت عباس را بستر اين واژه بدانند. ويژگيهاى دوران كودكى و شكوهمندى روح‏ افزاى نوجوانى او نشان از بزرگى مقام وى داشت. بسيارى از فرهيختگان و شعرا بهره ‏مندى از فضايل فراوان را علت اين لقب دانسته ‏اند. (17)

از سوى ديگر، پاره ‏اى از محقان و انديشمندان بهره‏ مندى از نعمت وجود فرزندى به نام «فضل‏» را دليل اين كنيه شمرده‏ اند.

«ابوالقاسم‏» كنيه اى ديگر است. مورخان، با ژرف‏نگرى در واژه‏هاى معرفت ‏آفرين زيارت اربعين، اين كلمه را كنيه آن حضرت دانسته ‏اند. آنجا كه جابر انصارى خطاب به اين رادمرد الهى مى‏گويد:

السلام عليك يا اباالقاسم، السلام عليك يا عباس بن‏ على

سلام بر تو، اى پدر قاسم; سلام بر تو، اى عباس بن‏ على. (18)



القاب تابناك


1. قمر بنى‏هاشم (19)

بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.

2. باب الحوائج (20)

كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.

3. طيار (21)

بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهيد (22)

شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است.

5. سقا (23)

دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

6. عبد صالح (24)

لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:

السلام عليك ايها العبد الصالح.»

سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپه سالار

صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار

يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت ‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.



آفتار آمد دليل آفتاب


كلام معصومان (عليهم السلام) در باره شخصيت‏ حضرت ابوالفضل(ع) طلوعى ديگر از معرفت در آسمان دلها مى‏آفريند. نخست در محضر دخت آفتاب حضرت زهرا(س) مى‏نشينيم و از آن هنگام مى‏گوييم كه در هنگامه قيامت، رسول اكرم اسلام(ص)، على(ع) را مى‏طلبد و مى‏فرمايد: نزد فاطمه برو و به او بگو آنچه براى شفاعت [گناهكاران] در اين روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر كند.

پاك بانوى آفرينش در جواب حضرت مى‏فرمايد:

اى اميرمؤمنان، دو دست ‏بريده پسرم عباس براى مقام شفاعت من كافى است. (25)

امام سجاد(ع) در سخنى كوتاه بلنداى عظمت مقام عمويش ابوالفضل(ع) را چنين بيان مى‏كند:

خداوند عمويم عباس بن‏ على را رحمت كند; به تحقيق كه ايثار و جانبازى كرد; جنگ ‏نمايانى كرد و خود را فداى برادرش ساخت تا دستانش قطع شد. خداوند در برابر اين فداكارى - به سان عمويش جعفر طيار - دو بال به او عنايت كرد تا به يارى آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز كند. همانا عباس نزد خداوند تبارك و تعالى مقامى دارد كه تمامى شهيدان، در روز قيامت، بر او غبطه مى‏خورند و رسيدن به آن مقام را آرزو مى‏كنند. (26)

امام صادق(ع) در عباراتى روشن و معرفت‏ آموز عمويش عباس بن‏ على(ع) را صاحب صفات زير مى‏شمرد:

1. بصيرت نافذ; 2. بينش عظيم;3. ايمان بسيار و شديد; 4. جهاد در محضر امام حسين(ع); 5. جانبازى و ايثار;6. شهادت در راه امام خود;7. تسليم در برابر جانشين رسول خدا(ص); 8. تصديق امام حسين(ع);9. وفادارى; 10. خيرخواهى امام; 11. تلاش تا آخرين حد و ... (27)

در آخرين فراز از اين نوشتار، در تابش آفتاب كلام حضرت مهدى(ع) قرار مى‏گيريم و با ديدگاه آن حضرت در باره سپه سالار عشق آشنا مى‏شويم:

سلام بر ابوالفضل، عباس، پور اميرمؤمنان(ع); آن كه جان خود را نثار برادرش كرد، دنيا را وسيله آخرت خود قرار داد و فداى برادرش شد. او كه نگهبان بود و بسيار كوشيد تا آب را به لب تشنگان برساند و دو دستش در جهاد فى سبيل‏الله قطع شد. خداوند قاتلان او يزيد بن ‏رقاد و حكيم بن ‏طفيل طائى را از رحمت‏ خويش دور سازد. (28)



قبر در وسط آب


آيت ‏الله حاج سيد عباس كاشانى حائرى نقل مى‏كرد: «روزى در خانه آيت‏ الله العظمى حكيم (29) بودم كه كليد دار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، عليه ‏السلام، تلفن كرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، عليه‏ السلام، را آب گرفته و بيم آن مى‏رود كه ويران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‏ ها نيز آسيب كلى وارد شود، شما كارى بكنيد.

آيت‏الله حكيم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اينجانب به همراه ايشان به كربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، عليه ‏السلام، رفتيم، آن مرجع بزرگ براى بازديد به‏ طرف سرداب مقدس رفت و ما نيز از پى او آمديم، اما همين‏كه چند پله پايين رفتند، ديدم نشستند و با صداى بسيار بلند كه تا آن روز نديده بودم، شروع به گريه كردند. همه شگفت ‏زده و هراسان شديم كه چه شده است؟ من گردن كشيدم ديدم شگفتا منظره عجيبى است كه مرا هم گريان ساخت.

قبر شريف حضرت ابوالفضل، عليه‏ السلام، در ميان آب مثل جايى كه از هر سو به وسيله ديوار بتنى بسيار محكم حفاظت‏ شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسين، عليه‏السلام، كه متوكل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پيشروى نكرد. (30)



سرداب مطهر حضرت ابالفضل العباس عليه السلام هنگاميكه اطراف قبر شريقش را آب فرات، فرا گرفته است.


قبر مطهر حضرت عباس عليه السلام بدون آب گرفتگي


1- بطل العلقمى، عبدالواحد المظفر، ج 2، ص‏6; اعيان الشيعه، سيد محسن امين، (ده جلدى)، ج‏7، ص‏429.

2- مولد العباس بن‏ على(ع)، محمدعلى الناصرى، ص‏46; قمرى بنى‏هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص‏17.

3- العباس بن ‏على، ص 25; زندگانى قمر بنى‏هاشم، ص‏53 - 54.

4- همان.

5- روز كربلا (عاشورا).

6- خصائص العباسيه، ص‏119; زندگانى قمر بنى‏هاشم، ص‏53.

7- العباس بن‏ على، ص 25.

8- برخى از مورخان ازدواج اميرمؤمنان على(ع) با ام ‏البنين را پس از وفات فاطمه زهرا(س) مى‏دانند و بعضى ديگر معتقدند اين وصلت‏ خجسته پس از ازدواج على(ع) با امامه صورت گرفته است.

9- ثمرات الاعواد، ج 10، ص 105; مولد العباس بن‏ على(ع)، ص 62.

10- فرسان الهيجاء، ج 1، ص 190; مستدرك وسائل الشيعه، ج‏3، ص 815.

11- قمر بنى‏هاشم، ص‏19; مولد العباس بن‏ على(ع)، ص 60.

12- مولد العباس بن‏ على(ع)، ص 60.

13- همان، ص‏63.

14- بطل العلقمى، ج 2، ص‏6.

15- وسيلة الدارين، ص‏269; مولد العباس بن‏ على(ع)، ص 64.

16- مولد العباس بن‏ على(ع)، ص‏56; مقاتل الطالبين، ص‏89.

17- سر السلسله و عمدة الطالب، ص‏356; العباس، ص 80 - 81.

18- العباس، ص 80; بحارالانوار، ج 101، ص 330.

19- سپهسالار عشق، احمد لقمانى، ص 32.

20- العباس بن‏على(ع)، ص 30.

21- بطل العلقمى، ج 2، ص 108 -109.

22- همان.

23- العباس بن‏ على(ع)، ص 35.

24- همان، ص 124.

25- مولود العباس بن‏ على(ع)، ص 88.

26- خصال صدوق، ج 1، ص 68; بحارالانوار، ج 22، ص 274.

27- مولد العباس بن‏ على(ع)، ص‏97; العباس بن‏ على، ص‏36 و 42.

28- بطل العلقمى، ج 2، ص 311; مولد العباس بن ‏على(ع)، ص 98; العباس بن‏ على(ع)، ص 41 و 42.

29- از مراجع تقليد در نجف اشرف.

30- كرامات الصالحين، ص‏286، به نقل از: كرامات العباسيه (معجزات حضرت اباالفضل، عليه ‏السلام)، على ميرخلف‏زاده، ص‏92. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 18:14  توسط خادم الزهرا  |