تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس

بسم الله الرحمن الرحیم

امام رضا علیه السلام در فرمایش خود درباره ی امام فرموده اند :

الامام ... الوالد الشفیق و الاخ الشقیق و الام البره بالولد الصغیر
امام پدر دلسوز ، برادر دو قلو و مادر دلسوز نسبت به بچه ی کوچک است .


یک پدر دلسوز در مقابل فرزند خود احساس مسئولیت می کند و نگران اوست. پدر پیش از آنکه به فکر راحتی خود باشد به آسایش فرزندش می اندیشد. می کوشد تا بهترین امکانات را برای او فراهم کند و در مقابل زحمتی که می کشد هیچ توقعی ندارد . اگر شاهد هر موفقیتی برای او باشند واقعا شادمان می شوند .

در مقابل اگر یک نقیصه یا عیب و مشکلی برای فرزند پیدا شود بی تردید آن را مشکل خود می دانند، هیچ گاه پدر و مادری بیماری فرزندشان را با خود بی ارتباط نمی دانند. به خصوص اگر فرزندشان کوچک باشد در مقابل ناراحتی او بی تاب می شوند . جالب اینجاست که حتی وقتی فرزندشان بزرگ می شود و به مرحله ی تشکیل خانواده و فرزند داشتن می رسد باز هم پدر و مادر با نگرانی نسبت به او احساس مسئولیت می کنند . این حالت پدر و مادر، برخاسته از محبت قلبی آنهاست و اگر کسی پدر یا مادر نباشد نمی تواند احساس آنها را نسبت به فرزندشان درک کند .

از طرفی خطای فرزند موجب ناراحتی پدر و مادر می شود . آنها در مقابل دیگران خود را مسئول رفتار فرزندشان می دانند حتی اگر مجبور به تنبیه او گردند.به عنوان مثال اگر بچه در مدرسه کار خلافی انجام دهد آنها بسیار ناراحت و از رفتار فرزندشان خجالت زده می شوند. قطعا هیچ پدر و مادری در اولین برخورد با اولیا مدرسه، نمی گویند رفتار او با ما ارتباطی ندارد و هر کاری می خواهید با او بکنید . بلکه با شرمندگی سرشان را پائین می اندازند و عذرخواهی می کنند . توجه داریم که فرزندان خطا کرده ولی پدر عذر می خواهد چون فرزند منسوب به پدر است.

پس یکی از خصوصیات پدر دلسوز اینست که نسبت به کارهای خوب و یا ناشایست فرزند خود احساس مسئولیت می کند و گناهان او را به گردن می گیرد . امام علیه السلام هم که حقیقتا پدر دلسوز امت خود هستند از گناهان شیعیان بسیار آزرده می شوند و خطاهای آنها را منسوب به خود می دانند .

معصومین علیه السلام که خود را نزد خداوند، گناهکار و مقصر می دانند، یکی از وجوه استغفار و توبه ی ایشان به گناهان شیعیان آنها مربوط می شود . ( شاید وجه دیگر استغفار معصومین آن است که ایشان خود را به جهت عجز از شکر نعمت پروردگار گناهکار می دانند.) در آیات و روایات مکرر نقل شده که پیامبر چه اندازه نگران امت خود بوده اند و همواره خبر بخشوده شدن امت برای حضرتش بشارت بزرگی بوده است .
انا فتحنا لک فتحا مبینا . لیغفرلک الله ما تقدم من ربک و ما تاخر.
ای پیامبر ما برای تو فتح آشکار قرار دادیم ، تا خدا از گناهان گذشته ی دور و نزدیک تو را، ببخشد . پیامبر که معصوم بودند ، نه تنها از گناه بلکه از ترک اولی هم مصون بودند . پس منظور از بخشوده شدن ایشان چیست؟
امام هادی به این سوال پاسخ داده اند:
درباره ی قول پروردگار که به پیامبر فرمود: برای این که گناهان گذشته ی دور و نزدیک تو را ببخشاییم . از امام هادی علیه السلام سوال شد . حضرت فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و آله چه گناهی در گذشته ی دور و نزدیک داشته است ( یعنی ایشان گناهی نداشته اند.)؟
همانا خدا گناهان شیعیان امیرالمومنین علیه السلام را چه آنهایی که گذشتند و چه آنها که ماندند - بر پیامبر بار کرد و سپس آنها را برای حضرتش بخشود.


اهل بیت علیهم السلام نیز نسبت به شیعیان گناهکار همین وضعیت را دارند . چون می دانند که آنهاهیچ پناهگاهی جز امامان خود ندارند. از این رو شیعیان را هر اندازه هم که گناهکار باشند از خود نمی رانند بلکه از خدا برای ایشان طلب مغفرت می کنند .

در زیارت آل یس می خوانیم: السلام علیک حین تحمد وتستغفر. وقتی که امام زمان علیه السلام دست به دعا بلند نموده اند و برای گناهان ما شیعیان گناهکار از خدا طلب مغفرت می کنند، به ایشان سلام می کنیم . حال وقتی ما توجه کنیم که در حالی به امام زمانمان سلام می کنیم که حضرتش به خاطر گناهان ما در پیشگاه خداوند در حال شرمساری و سر به زیر افکنده طلب عفو می کند حال دیگری پیدا می کنیم . اگر ما دوستداران پدر مهربان و برادر وفادار باشیم ، نمی توانیم خجلت ایشان را به جهت کارهای زشت خود تحمل کنیم .

راستی امام عصر علیه السلام تا چه اندازه باید به خاطر کارهای بد شیعیانشان در پیشگاه الهی احساس شرمندگی کنند. به همین جهت ائمه اطهار علیهم السلام از شیعیان خود خواسته اند :

کونوا دعات الی انفسکم بغیر السنتکم و کونوا زینا و لا تکونوا شیئا .
مردم را با غیر از زبانهایتان به سوی مذهب خود دعوت کنید و برای ما زینت ( مایه ی آبرومندی) باشید و مایه ی ننگ ما نباشید.

امام عصر علیه السلام وظیفه ی پدری خود را در هر زمان انجام می دهد ولی آیا فرزندان در مقابل این پدر دلسوز به وظیفه ی خود عمل می کنند؟

مادر که بچه ی کوچک دارد پیوسته بدون یک لحظه غفلت نگران حال فرزند است و در صورت رسیدن کمترین آسیب به بچه اش واقعا بی تاب می شود. مشکلات بچه ی کوچک برایش غیر قابل تحمل است .

ما شیعیان باید باور کنیم محبت امام عصر علیه السلام به ما مجموع محبتی است که یک پدر دلسوز و یک مادر مهربان نسبت به فرزند کوچک خود دارد و این حقیقت جز در وجود مقدس آن حضرت یافت نمی شود پس باید قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانیم .

برادر فداکار شقیق، از شقه می آید و نصف هر چیز است. دو برادری که نیمه ی یکدیگرند رابطه ی عاطفی گری با هم دارند . نمونه عالی آنها در حضرت ابوالفضل و امام حسین علیهما السلام است که در هنگام شهادتش فرمودند : الان انکسر ظهری و تلت میلی.

حال این سه نوع محبت را با هم جمع کنید همه یک پیام دارند و آن محبت شدید حضرت نسبت به شیعیانشان می باشد . نعمتی که باید قدرش را بشناسیم و حقش را ادا کنیم .

پیام این همه محبت آن است که اگر به قلب خویش مراجعه کردی و دیدی چنین پدر و مادر و برادری داری قلبا احساس می کنی که باید پاسخ آن همه محبت را باید با همه ی وجود بدهی . اگر انسان امام زمان خود را پدر مهربان و مادر نیکوکار و برادر فداکار خویش بداند ، دیگر لازم نیست هر لحظه به او تذکر داده شود که امام زمانت را دوست بدار چرا که محبت ناشی از معرفت است و هر قدر معرفت قوی تر ، محبت قوی تر.

پس کسی که چنین حالی را احساس می کند نیاز به توصیه ای درباره ی امام زمانش علیه السلام ندارد همان طور که هیچ کس به دیگری توصیه نمی کند که برای سلامتی پدرت دعا کن یا صدقه بده . بلکه این اعمال را بدون هیچ توصیه ای براساس همان محبت قلبی انجام می دهی .



امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند :
برگردن کسی که نعمتی به او داده شده این حق وجود دارد که به صورت زیبایی منعم را، تلافی کند . پس اگر چنین کاری در حد توانش نبود ، از او به خوبی تعریف و تمجید کند . پس اگر زبانش توانایی حق انجام این کار را نداشت باید لا اقل قدر آن نعمت را بشناسد و نسبت به کسی که این نعمت را به او رسانده قلبا محبت ورزد و او را به اعتبار منعم بودنش دوست بدارد . پس اگر از این هم کوتاهی کند اصلا شایستگی برخورداری از آن نعمت را ندارد.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:53  توسط خادم الزهرا  | 
 

 

رواق دختر موسى بن جعفر است اينجا   ***   حريم فاطمه بنت پيمبر است اينجا
در بهشت برين گر طلب كنى به خدا   
***  
ببوس باادب آن راكه آن در است اينجا
زمين قم به مثل چون صدف بود آرى  
***  وجود حضرت معصومه گوهر است اينجا

نام شريف آن بزرگوار، «فاطمه‏» و مشهورترين لقب ايشان «معصومه‏» است. پدر بزرگوارش، امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفرعليه السلام و مادر مكرمه‏اش، حضرت نجمه خاتون‏عليها السلام است كه آن بانو، مادر امام هشتم حضرت على بن موسى الرضاعليه السلام نيز است . ازاين‏ رو، حضرت معصومه (س) با حضرت رضاعليهما السلام از يك مادر هستند.

 

ولادت آن حضرت در روز اول ذى‏القعده سال 173 ه . ق در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در سنين كودكى، با مصيبت ‏شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد مواجه شدند. از آن پس تحت مراقبت و تربيت ‏برادر بزرگوارش، حضرت على بن موسى الرضا(ع) بزرگ شدند. در سال 200 ه . ق در پى اصرار و تهديد مامون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضاعليه السلام به مرو آغاز شد. آن حضرت بدون اين‏ كه كسى از بستگان و اهل‏ بيت‏ خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال پس از هجرت برادر، حضرت معصومه‏ عليها السلام به شوق ديدار برادر، همراه عده‏اى از برادران و برادرزادگان به سوى خراسان حركت نمودند و در هر شهر و محلى از سوى مردم مورد استقبال واقع مى‏شدند. اين‏جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب (‏س) پيام مظلوميت و غربت‏برادر گرامى‏شان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‏رساندند و مخالفت‏ خود و اهل‏بيت‏ (ع) را با حكومت‏حيله‏گر بنى‏عباس اظهار مى‏فرمودند. بدين ترتيب، تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد، عده‏اى از مخالفين اهل ‏بيت‏(ع) كه از پشتيبانى مامورين حكومت‏ برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند. در نتيجه، تقريبا همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنا بر نقلى حضرت معصومه‏عليها السلام را نيز مسموم نمودند.

به هرحال، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه‏ عليها السلام مريض شدند و از آن‏ جايى كه ديگر امكان ادامه راه به سوى خراسان ممكن نبود، قصد شهر قم را نموده و سؤال فرمودند: از اين شهر (ساوه) تا «قم‏» چند فرسخ راه است؟ در پاسخ گفتند: ده فرسخ. فرمودند: مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: «شهر قم مركز شيعيان ما است.»

بزرگان شهر قم، وقتى از اين خبر مسرت‏بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند، و در حالى كه، «موسى بن خزرج‏» بزرگ خاندان «اشعرى‏» زمام ناقه آن حضرت را به دست گرفته بود، و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت‏ بودند. در روز 23 ربيع الاول سال 201 ه . ق حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى‏شود در جلوى منزل شخصى «موسى بن خزرج‏» شتر آن حضرت زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در اين شهر زندگى نمود و در اين مدت، مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

هم‏اكنون محل عبادت آن حضرت حجره‏اى است در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» كه محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام، آن بزرگ يادگار اهل‏بيت‏(ع) در روز دهم و يا دوازدهم ربيع الثانى سال 201 ه. ق، پيش از آن‏كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فرو بست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محلى به نام «باغ بابلان‏»، كه قبرستان خانوادگى اشعريون بود، تشييع و به خاك سپردند . پس از دفن حضرت معصومه‏ عليها السلام، "موسى بن خزرج" سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريف ايشان قرار داد، تا اين‏كه پس از سال‏ها حضرت زينب‏(س) دختر امام جواد(ع) اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارشان بنا كرد و بدين سان، تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله ‏گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت‏ عليهم السلام و دارالشفاى دل سوختگان عاشق ولايت و امامت ‏شد.

فضايل و مناقب حضرت معصومه عليها السلام

الف. شرافت‏ خانوادگى

آن حضرت «بنت رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله‏» و «بنت ولى‏الله‏» و «اخت ولى‏الله‏» و «عمة ولى‏الله‏» است و اين امر خود سرچشمه ساير فضايل و كمالات معنوى و روحانى آن بزرگوار است.

ب. عالمه و محدثه اهل بيت عليهم السلام

يكى از والاترين عناوينى كه نشان ‏دهنده بلندى مرتبه علم و آشنايى كريمه اهل ‏بيت‏عليهم السلام با معارف بلند اسلام و مكتب حيات‏بخش تشيع است، محدثه بودن آن حضرت است. بزرگان علم حديث، احاديث و روايات رسيده از آن   حضرت را قبول و به آن استناد مى‏نمايند؛ چرا كه آن حضرت جز از افراد مورد وثوق و اطمينان حديث نقل نمى‏كند.

ج. معصومه

فاطمه معصومه كه خود پرورش يافته مكتب ائمه طاهرين‏ عليهم السلام و يادگار صاحبان آيه تطهير است، نمونه عالى از طهارت و پاكى است ، ‏به حدى كه خاص و عام ايشان را "معصومه" لقب داده‏اند.

د. كريمه اهل بيت عليهم السلام

از دير زمان آستان قدس فاطمى، منشا هزاران كرامت و عنايت ربانى بوده است. چه قلب‏هاى نااميدى كه سرشار از اميد به فضل و كرم الهى و چه دست‏هاى تهى كه سرشار از رحمت ربوبى؛ و چه انسان‏هاى بريده از همه جا و نااميد از همه كس، كه با دلى شاد و روحى پيوسته به ابديت از درگاه پر فيض و كرم اين كريمه اهل بيت‏عليهم السلام برگشته و براى خود نوعي زندگى براساس ايمان مستحكم به ولايت اولياى حق بنا نهادند.

و. مقام شفاعت آن حضرت

از جمله كسانى كه به شفيعه بودنش در روايات و آثار دينى تصريح شده است، فاطمه معصومه‏ عليها السلام است. (1)

حضرت معصومه‏عليها السلام در روايات

امام صادق ‏عليه السلام فرمود: براى خدا حرمى است و آن مكه است، و براى رسول خدا صلى الله عليه وآله حرمى است و آن مدينه است، براى اميرالمؤمنين‏عليه السلام حرمى است و آن كوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى زنى از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد كه نامش «فاطمه‏» است. هركس كه او را زيارت كند بهشت ‏بر او واجب خواهد شد(2)

امام جواد عليه السلام فرمود: كسي كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است. (3)

امام صادق (ع) : كسي كه آن خانم ( حضرت معصومه عليها السلام) را زيارت كند در حالي كه آگاه به شأن و منزلت ايشان باشد،  به بهشت مي رود.(4)

امام رضا عليه السلام فرمود: هركس معصومه را در قم زيارت كند ، مانند كسي است كخ مرا زيارت كرده است.(5)

پي نوشت:

1- برگرفته و تلخيص است از كتاب زندگى‏نامه حضرت معصومه‏عليها السلام، انتشارات آستانه مقدسه قم.

2- البحار، ج 60، ص 216.

3- كامل الزيارة.

4- بحار الانوار، ج 48، ص 307.

5- ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68.


اطلاع رساني آستانه مقدسه قم و شبكه جهاني اينترنت:

اطاق گفتگو آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه عليها السلام در شبكه جهاني اينترنت روي برنامه Paltalk كه كليه مراسمات حرم مطهر به صورت زنده پخش مي شود به شرح زير است:

1. Paltalk

2. Groups

3. By Language/Nationality/other

4. Iran - Haram Hazrate Masoomeh (sa

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:43  توسط خادم الزهرا  | 

 

اميرمؤمنان علي(عليه‌السلام)

 از ديدگاه خلفاء

 

خلقت فرشتگان از نور صورت علي (عليه‌السلام)

علامه خطيب خوارزمي با ذكر سند از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر بن خطاب و او از ابوبكر بن ابي قحافه كه گفت: شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «همانا كه خدا از نور صورت علي بن ابي‌طالب فرشتگاني آفريد كه ـ خداوند را ـ تسبيح گويند و تقديس نمايند و ثواب آن را براي دوستان علي و دوستان فرزندانش ثبت و ضبط كنند».[1]

نيز خوارزمي به سند ديگر از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر كه گفت: «همانا كه خداوند خلق نموده فرشتگاني را از نور صورت علي بن‌ابيطالب».[2]

 

فرياد درخت خرما به مقام وصايت علي(عليه‌السلام)

علامه عيني حنفي با ذكر سند نقل  كرده است كه ابوبكر گفت: رسول خدا ـ گويا هنگامي كه ندائي از درخت خرمائي به گوش حضرتش رسيد فرمود: «آيا مي‌دانيد نخله ـ صيحاني ـ چه گفت؟»

ما گفتيم: خدا و رسولش آگاهتر باشند.

پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود: «درخت نخله صيحاني فرياد زد: «اين محمد رسول الله است و وصيّش علي بن ابيطالب است».[3]

 

علي بهترين كسي است كه خورشيد بر او تابيده

حافظ بن حجر عسقلاني از ابوالاسود دوئلي نقل نموده كه گفت: شنيدم ابوبكر مي‌گويد:

«اي مردم بر شما باد به علي بن ابيطالب، پس همانا كه شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: "علي بعد از من بهترين كسي است كه خورشيد بر او تابيده و غروب نموده"». [4]

 

منزلت علي (عليه‌السلام) نزد پيامبر(صلي الله عليه و آله) همانند منزلت پيامبر باشد نزد خدا

علامه محب الدين طبري و ديگران از ابن عباس روايت نموده كه ابوبكر و علي به قصد زيارت پيامبر(صلي الله عليه و آله) خواستند وارد در محل قبر شوند، پس علي از ابوبكر خواست او اول وارد گردد، اما ابوبكر گفت: «من تقدم  و پيشي نمي گيرم به مردي كه شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) درباره‌اش فرمود: "مقام و منزلت علي نسبت به من، همانند مقام و منزلت من باشد نسبت به پروردگارم.»[5]

يعني همان درجه محبوبيت و احترامي كه من در پيشگاه الهي دارم علي(عليه‌السلام) هم در نزد من دارد.

و علامه حريفيش حديث را بدين عبارت آورده است:

ابوبكر گفت: من پيشي نمي‌گيرم بر مردي كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در حقش فرمود: «همانا علي در روز قيامت بيايد در حالي كه فرزندانش و زوجه‌اش همه همراه او سوار بر شتران ـ بهشتي‌ ـ باشند.

پس اهل قيامت گويند: اين كدام پيامبر است ـ كه با اين عظمت و تشريفات وارد قيامت شده ـ ؟

در اين موقع منادي ندا مي‌دهد: اين حبيب خدا، اين علي بن ابيطالب است.»[6]

 

عبور از پل صراط فقط با اجازه علي(عليه‌السلام)

علامه محدث محب طبري ـ به نقل از الموافقه ابن سمان ـ از قيس بن حازم روايت نموده كه گفت: ابوبكر برخورد به علي(عليه‌السلام) كرد و چون او را ديد تبسم نمود، پس علي گفت: از چه رو تبسم نمودي و لبخند زدي؟

ابوبكر گفت: شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «احدي از پل صراط عبور نخواهد كرد، مگر اين كه علي براي او اجازه عبور بنويسد». [7]

و خطيب بغدادي با ذكر سند از انس بن مالك آورده است كه به طور خلاصه ابوبكر به هنگام وفات گفت: شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: همانا كه بر پل صراط گردنه‌اي باشد كه احدي از آن عبور نكند مگر با جواز عبور از علي بن ابيطالب.[8]

اكنون اين سؤآل مطرح است كه: كسي كه براي تصدي امر خلافت زوري و بيعت اجباري گرفتن از علي به اعتراف خودش كه گفت: «ليتني لم اكشف بيت فاطمه و لو اعلن عليَّ الحرب»[9]

تا مرز آتش زدن در خانه علي و سقط جنين زوجه مكرمه‌اش فاطمه دختر پيغمبر(صلي الله عليه و آله) به دار و دسته‌اش اجازه فعاليت و تعقيب داد و دائما علي از ظلم و فشارهاي او و همكارانش تظلم و درد دل مي‌كرد، چگونه مي‌تواند جواز عبور از پل صراط را از علي(عليه‌السلام) بگيرد؟!

 

نظر به صورت علي(عليه‌السلام) عبادت است

علامه ابن مغازلي و ديگران با ذكر سند از عايشه نقل كرده‌اند كه گفت: ديدم ـ پدرم ـ ابوبكر به طور فراوان نگاه به چهره علي مي‌كند، پس گفتم: اي پدر از چه رو مي‌بينم زياد به صورت علي نگاه مي‌كني؟

گفت: اي دخترم! شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمود:

«همانا نگاه به صورت علي عبادت است».[10]

 

برابري كفه عدالت پيامبر(صلي الله عليه و آله) با علي(عليه‌السلام)

علامه ابن عساكر دمشقي و ديگران از حبشي بن جناده نقل كرده‌اند كه: نزد ابوبكر نشسته بودم، پس رو به حاضرين نموده و گفت: كيست كه از ناحيه پيامبر به او وعده داده شده؟

مردي برخاست و گفت: اي خليفه رسول الله، پيامبر به من وعده سه مشت خرما داده.

ابوبكر گفت: بفرستيد به دنبال علي، و چون حضرتش حاضر شد گفت: اي ابوالحسن! اين مرد پندارد رسول خدا(صلي الله عليه و آله) به وي وعده سه مشت خرما داده، پس آن را به او ده، و آنگاه كه علي(عليه‌السلام) سه مشت خرما به آن شخص داد‌، ابوبكر گفت: هر يك از سه مشت خرما را بشماريد، و چون شمردند هر يك مشت بدون كم و زياد شصت دانه بود.

پس ابوبكر گفت: «راست گفت خدا و رسولش، رسول خدا در شب هجرت كه از غار بيرون آمده به سمت مدينه مي‌رفتيم فرمود: اي ابوبكر كف عدالت من و علي در عدل مساوي است ـ كه علي سه مشت خرما را بدون شمردن به او داد و هر مشتي بدون كم و زياد شصت دانه بود ـ».[11]

 

 

اعتراف ابوبكر به پيشقدمي علي(عليه‌السلام) در بيعت با پيامبر(صلي الله عليه و آله)

علامه مورخ ابن عساكر از طريق ابوالحسن دارقطني از ابورافع صحابي معروف نقل نموده كه گفت: بعد از ماجراي بيعت مردم با ابوبكر نشسته بودم، پس شنيدم ابوبكر به عباس مي‌گويد: تو را به خدا سوگند مي‌دهم آيا مي‌داني رسول خدا(صلي الله عليه و آله) بني عبدالمطلب و فرزندانش را بدون قريش جمع كرد و تو هم در ميان آن‌ها بودي، آنگاه فرمود:

اي فرزندان عبدالمطلب اين موضوع به حقيقت پيوسته كه خداوند هيچ پيغمبري را مبعوث نكرد مگر آن‌كه براي او از اهل خودش برادري و وزيري و صيّي و خليفه و جانشيني در بين اهلش مقرر نمود، پس اكنون چه كسي از شما به پا خيزد و با من بيعت كند بر اينكه برادر من، وزير من، وصيّ من و خليفه من در بين اهلم باشد؟

پس احدي از جا برنخاست.

سپس فرمود: اي بني عبدالمطلب در ـ راستاي برقراري ـ اسلام رؤسا و سرنوشت سازان باشيد نه طفيلي و دنباله رو ديگران، به خدا سوگند يا قيام كننده شما بپاخيزد، يا شما در تحت فرمان غير خود خواهيد بود، و آن وقت است كه پشيمان خواهيد شد.

پس علي از از بين شماها برخاست و حضرتش بر اساس آنچه پيشنهاد نمود و براي وي شرط كرده بود با وي بيعت كرد، و او را به سوي خود فراخواند (يعني تو دست همكاري به پيامبر ندادي، بلكه علي قبول دعوت و همكاري نمود و بدين ترتيب او نسبت به ارث آن حضرت ذي حق و شايسته و مقدم بر تو است) اكنون بگو بدانم آيا اين موضوع را از ناحيه پيامبر(صلي الله عليه و آله) براي او عملي و رسمي مي‌داني؟

عباس گفت: آري.[12]

 

دوستي و دشمني با علي و اهل بيت پيامبر(عليهم‌السلام) معيار حلال زادگي و حرام زادگي است

علامه محب الدين طبري و ديگر علماي سني از ابوبكر نقل كرده‌اند كه گفت: ديدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) خميه‌اي برافراشته و در حاليكه بر قوسي عربي تكيه نموده و علي و فاطمه و حسن و حسين در داخل خيمه‌اند، فرمودند:

 

«اي گروه مسلمانان من با كسي كه با اهل خيمه سازگار باشد، سازگارم و با جنگجوي با آن‌ها جنگجويم و با دوستداران ايشان دوستم، آن‌ها را دوست ندارد مگر سعيد زاده پاك مولد و دشمن ندارد مگر شقي زاده پست مولد».[13]

و در روايت خوارزمي با اضافه جمله: «پس مردي به زيد ـ كه راوي حديث از ابوبكر است ـ گفت: اي زيد! تو خود شنيدي كه ابوبكر چنين گفت؟

زيد گفت: آري! به خداي كعبه قسم خودم شنيدم.

 

خلقت فرشتگان از نور صورت علي(عليه‌السلام)

علامه خطيب خوارزمي با ذكر سند از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر بن خطاب و او از ابوبكر بن ابي قحافه كه گفت: شنيدم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «همانا كه خداوند متعال خلق فرمود از نور صورت علي بن ابي طالب فرشته هايي را كه خدا را تسبيح مي‌گويند و تقديس مي‌كنند و ثواب آن را براي دوستان او و دوستان فرزندانش ثبت مي‌نمايند.»[14]

 

عقد اخوت پيامبر(صلي الله عليه و آله) با علي(عليه‌السلام)

محدث بزرگ اهل تسنن، احمد حنبل آورده است كه عمر گفت: پيامبر(صلي الله عليه و آله) مراسم اخوت و برادري را بين مسلمانان برقرار كرد و علي(عليه‌السلام) را ترك نمود تا كار به پايان رسيد و برادري با علي معرفي نشد.

پس علي(عليه‌السلام) گفت: يا رسول الله مراسم اخوت را بين افراد مسلمان برقرار نمودي اما مرا ترك كردي!

پيامبر فرمود: براي چه پنداشتي تو را ترك كردم؟ همانا تو را ترك نمودم براي خودم. آنگاه فرمود:‌

«تو برادر مني و من برادر تو، پس اگر كسي ـ در اين باره ـ به تو سخن گفت، بگو من بنده خدا و برادر رسولش هستم، هرگز كسي بعد از من ادعاي اين مقام را نكند مگر كذّاب و دروغگو».[15]

 

 

جايگاه علي(عليه‌السلام) در تحت عرش الهي

علامه خطيب خوارزمي و ديگران با ذكر سند از عمر بن خطاب نقل نموده كه گفت رسو ل خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود:

«بدون شك علي، فاطمه، حسن و حسين در حظيره و جايگاه قدس، در قبه بيضاء و سفيد رنگي باشند كه سقفش عرش خداوند رحمان است».[16]

 

«برگرفته از كتاب:

امام اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) از ديدگاه خلفا

تأليف‌: مهدي فقيه ايماني»


 

[1] - مقتل الحسين: ص 97.

[2] - مناقب خوارزمي: اواخر فصل نوزدهم، ص 236.

[3] - مناقب علي: ج 1، ص 15.

[4] - لسان الميزان: ج 6، ص 91.

[5] ذخائر العقبي: ص 64.

[6] - روض الفائق في المواعظ و الرقائق، شعيب بن عبدالله معروف به حريفيش: ص 389.

[7] ذخائر العقبي: ص 71.

[8] -تاريخ بغدادي: ج 10، ص 357.

[9] - اي كاش به خانه فاطمه تجاوز نكرده بودم، هر چند بر عليه من اعلان جنگ مي‌نمودند. (الامامة و السياسة، ابن قتيبه دينوري، ج 1، ص 24).

[10] - مناقب علي ابن ابيطالب: ص 210.

[11] - تاريخ بغداد: ج 5، ص 37.

[12] - تاريخ دمشق: ج 1، ص 104.

[13] - رياحن النظرة: ج 2، ص 489.

[14] - مقتل الحسين: ج 1، ص 97.

[15] - فضائل الصحابة: ج 2، ص 617، حديث 1055.

[16] - مناقب: ص 214.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 9:2  توسط خادم الزهرا  |