|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 16:30  توسط خادم الزهرا
|
یاعلی خواهم این هستی دوباره سر کنم با یا علی درس عشقم را ز نو از بر کنم با یا علی یا علی می گویم و خیبر گشایی می کنم تکیه بر ملک سلیمان پادشاهی می کنم یا علی می گویم و هستی به ذکرش می دهم بهر عشقش پای خود بر جای مجنون می نهم یا علی می گویم و در عرش فرمان می دهم با نگاه کوچکی از چشم او جان می دهم یا علی می گویم و فارغ ز هر میخانه ام چون که با عشق علی باشم دگر دیوانه ام یا علی می گویم و خواهم که هوشیاری دهم دیگر از مستی نخواهم عقل را یاری دهم یا علی می گویم و خواهم ز او هر خواهشی نام او باشد دل و جان مرا آرامشی یا علی می گویم و تا آسمان پر می کشم باده ای از جام شیرین جنون سر می کشم
یا علی می گویم اما با علی گشتم غریب از گنه هجرش شده من را نصیب بی علی دنیا نخواهم پس بگویم یا علی یا علی گویم که تا آخر بمانم با علی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 0:30  توسط خادم الزهرا
|
فرا رسيدن عید مسلمانان عید از خود گذشتن عید تقدیم بهترین ها به پیشگاه معبود . عید ایثار ، عید اخلاص، عید ارادت، عید محبت، عید احسان و عید عشق بر همه ی مسلمانان جهان مبارک باد. عید قربان عید از خود گذشتن ، عیدی که انسان می خواهد و دوست دارد که بهترین و محبوبترین و شیرینترین هستی خود را تقدیم حضور سبزپروردگار جهان کند و بگوید ای محبوبترین محبوبها من با همه ی وجود با همه ی سجود با همه ی عشق و اخلاص به حضور تو می آیم و قربانی می کنم آنچه را که لایق تو باشد و خوشحال و شادمانیم از آنچه که قربانی کرده ایم و امیدواریم که مقبول درگاه دوست قرار گیرد . ای خدای بزرگ در عید قربان ، به ما عیدی بده و عیدی ما ظهور مولای خوبمان و عفو گناهانمان است .
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 12:25  توسط خادم الزهرا
|
حضرت باقر (ع) در سال ۵۷ هجرى در شهر «مدينه» چشم به جهان گشود. او هنگام وفات پدر خود امام زين العابدين (ع) كه در سال ۹۴ رخ داد، سى و نه سال داشت. نام او «محمد» و كنيهاش «ابوجعفر» است و «باقر» و «باقر العلوم» لقب او مىباشد/ مادر حضرت «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبى (ع) و از اين جهت نخستين كسى بود كه هم از نظر پدر و هم از نظر مادر فاطمى و علوى بوده است. امام باقر در سال ۱۱۴ هجرى در شهر مدينه درگذشت و در قبرستان معروف بقيع، كنار قبر پدر و جدش، به خاك سپده شد. دوران امامت آن حضرت هيجده سال بود/
پايه گذار نهضت بزرگ علمىپيشواى پنجم طى مدت امامت خود، در همان شرائط نامساعد، به نشر و اشاعه حقايق و معارف الهى پرداخت و مشكلات علمى را تشريح نمود و جنبش علمى دامنه دارى به وجود آورد كه مقدمات تاسيس يك «دانشگاه بزرگ اسلامى» را كه در دوران امامت فرزند گراميش «امام صادق ع» به اوج عظمت رسيد، پى ريزى كرد/ امام پنجم در علم، زهد، عظمت و فضيلت سرآمد همه بزرگان بنى هاشم بود و مقام بزرگ علمى و اخلاقى او مورد تصديق دوست و دشمن بود. به قدرى روايات و احاديث، در زمينه مسائل و احكام اسلامى، تفسير، تاريخ اسلام، و انواع علوم، از ان حضرت به يادگار مانده است كه تا آن روز از هيچ يك از فرزندان امام حسن و امام حسين (ع) به جا نمانده بود رجال و شخصيتهاى بزرگ علمى آن روز، و نيز عدهاى از ياران پيامبر (ص) كه هنوز درحال حيات بودند، از محضر آن حضرت استفاده مىكردند
امام باقر (ع) از نظر دانشمندان آوازه علوم و دانشهاى امام باقر ع چنان اقطار اسلامى را پر كرده بود كه لقب «باقر العلوم» (گشاينده دريچههاى دانش و شكافنده مشكلات علوم) به خود گرفته بود. «ابن حجر هيتمى» مىنويسد: محمد باقر به اندازهاى گنجهاى پنهان معارف و دانشها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمتها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همينجاست كه وى را شكافنده و جامع علوم، و برافرازنده پرچم دانش خواندهاند. «عبدالله بن عطأ» كه يكى از شخصيتهاى برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود، مىگويد: «من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمد بن على (ع) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم. من «حكم بن عتيبه» را كه در علم و فقه مشهور آفاق بود، ديدم كه در خدمت محمد باقر مانند كودكى در برابر استاد عاليمقام، زانوى ادب بر زمين زده شيفته و مجذوب كلام و شخصيت او گرديده بود. امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آيات قرآن مجيد استناد نموده از كلام خدا شاهد مىآورد و مىفرمود: «هر مطلبى گفتم، از من بپرسيد كه در كجاى قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرفى كنم».
شاگرادان مكتب امام باقر (ع)حضرت باقر ع شاگردان برجستهاى در زمينههاى فقه وحديث و تفسير و ديگر علوم اسلامى تربيت كرد كه هر كدام وزنه علمى بزرگى به شمار مىرفت. شخصيتهاى بزرگى همچون: محمد بن مسلم، زرارهبن اعين، ابو بصير، بريد بن معاويه عجلى، جابربن يزيد، حمران بن اعين، و هشام بن سالم از تربيت يافتگان مكتب آن حضرتند/ پيشواى ششم مىفرمود: «مكتب ما و احاديث پدرم را چهار نفر زنده كردند، اين چهار نفر عبارتند از: زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلى. اگر اينها نبودند كسى از تعاليم دين و مكتب پيامبر بهرهاى نمىيافت. اين چند نفر حافظان دين بودند. آنان، از ميان شيعيان زمان ما، نخستين كسانى بودند كه با مكتب ما آشنا شدند و در روز رستاخيز نيز پيش از ديگران به ما خواهند پيوست.» شكافنده علوم و گشاينده درهاى دانش آثار درخشان علمى پيشواى پنجم و شاگردان برجستهاى كه مكتب بزرگ وى تحويل جامعه اسلامى داد، پيشگويى پيامبر اسلام (ص) را عينيت بخشد. راوى اين پيشگويى «جابر بن عبدالله انصارى» شخصيت معروف صدر اسلام است/ جابر كه يكى از ياران بزرگ پيامبر اسلام (ص) و از علاقهمندان خاص خاندان نبوت است، مىگويد: روزى پيامبر اسلام (ص) به من فرمود: «بعد از من شخصى از خاندان مرا خواهى ديد كه اسمش اسم من و قيافهاش شبيه قيافه من خواهد بود. او درهاى دانش را به روى مردم خواهد گشود»/ پيامبر اسلام (ص) هنگامى كه پيشگويى را فرمود كه هنوز حضرت باقر (ع) چشم به جهان نگشوده بود/ سالها از اين جريان گذشت، زمان پيشواى چهارم رسيد. روزى جابر از كوچههاى مدينه عبور مىكرد، چشمش به حضرت باقر افتاد. وقتى دقت كرد، ديد نشانه هايى كه پيامبر (ص) فرموده بود، عينا در او هست/ پرسيد اسم تو چيست ؟ گفت: اسم من محمد بن على بن الحسين است. جابر بوسه بر پيشانى او زد و گفت: جدت پيامبر به وسيله من به تو سلام رساند! به نقل از سيره پيشوايان، مهدى پيشوايى، ص ۳۰۴ -
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 16:13  توسط خادم الزهرا
|
روز را با يادت شب مىكنم و هر شب منتظرت هستم. در تاريكى شبهاى ظلمانى، منتظر شنيدن صداى گامهايت درپس كوچههاى انتظار هستم. آرى من منتظر او هستم كه خود نيز منتظر است.
قريب 1165 سال است كه شيعيان، اين مظلومان هميشه تاريخ، انتظار آمدن لحظهاى را مىكشند، انتظار آن لحظه كه عطر و بوى خوش محمّدىصلّى اللّه عليه و آله سراسر جهان را يكبار ديگر معطر كند. انتظار آن لحظهاى كه خاطره مظلوميّت زهرا و على و فرزندانشان را در خود نهفته دارد. انتظار لحظهاى كه در آن طنين: «أين الطالب بدم المقتول بكربلاء» زمين و آسمان را فرامىگيرد.
در آن لحظه نوگل نرگس و اميد شيعه از راه مىآيد. از سفرى دور، به دورى قرنهاى طولانى، كولهبار سفر «انتظار» را زمين نهاده و از درون آن، سبزى و طراوت و عدل و عدالت را كه ارمغان سفر براى منتظران چشم به راه است بيرون مىآورد. مىدانم خود او نيز منتظر آن لحظه است، لحظهاى كه در زمين و آسمان بانگ: «أين المضطرّ الّذي يجاب إذا دعى» طنينانداز شود. منتظر لحظهاى كه تكيه به ديوار كعبه داده و بانگ برآورد: «أنا بقيّةاللّه، (بقية اللّه خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين)»، منتظر لحظهاى كه وعده حق تحقق پذيرد و «جاء الحق وزهق الباطل» تحقق يابد. منتظر لحظهاى كه مستضعفان به امر خداوند وارثان زمين شوند و پرچم «سبز آلمحمّدصلّى اللّه عليه و آله» در سراسر گيتى به اهتزاز در آيد.
در پس اين قرنها چشمانم به در دوخته شده است و منتظر آمدنت هستم. هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا مىگيرم، نشانى از كوى آشناى تو مىپرسم، اما باد صبا چون هميشه پاسخى ندارد. آه كه غروب جمعه چه دلگير است، چشمهاى ابرى منتظران هواى باريدن دارد. هفتهاى ديگر نيز بىگل روى مولا سپرى شد، چه سخت و طاقتفرساست: «عزيزٌ علىّ أن أرى الخلق ولاترى ولاأسمع لك حسيسا ولانجوى». همه شب منتظرت هستم تا اگر شبى گذرت به كوچه دلمان افتاد واز روى كرم، گوشه چشمى به كوچه تاريك دل ما كردى و آن را از نور خود منوّر ساختى، در خواب غفلت فرو نرفته باشم. شبها را به اين اميد روز مىكنم و روزها را به اين اميد شب كه تو بيايى. بيايى و دلهاى زخمخوردهمان را مرهم گذارى. ديگر روزهاى هفته برايم معنا ندارد، تنها به جمعه مىانديشم، اى كاش هر روز جمعه بود و جمعهاى معطر نزديك جمعه «موعود»، جمعهاى پر از عطر اقاقیها، جمعهاى به عطر خوش محمّدى [صلّى اللّه عليه و آله] ، جمعهاى سرخ و حسينى [عليه السلام] ، جمعهاى سفيد به پاكى دل منتظران عاشق و جمعهاى سبز به سبزى «جمعه حضور».
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 9:18  توسط خادم الزهرا
|
بنام حضرت دوست کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود
حضرت حق بهترین انبیای خویش را مامور نمود که خانه توحید را بنا کنندو در این خانه چند روزی از بهترین وصی انبیا حضرت مولا علی مهمانداری نمود به راستی از این به بعد بود که این خانه ارزش یافت
قرآن كريم، كعبه را رمز هدايت براي جهانيان خواند و بدينسان نور هدايت و معرفت و شعور و شناخت، در تار و پود حج تعبيه گرديد...
تحقّق حقيقت معرفت جز با شناخت ولي حقّ و امامت و رهبري الهي، قابل وصول نيست; چراكه سير و سلوك معنوي، خضر رهي مي طلبد تا سالكان و رهروان را از ظلمات جهل و گمراهي وهواي نفس و دام ابليس برهاند و دستگيري كند و به كعبه مقصود هدايت نمايد:{وجعلناهم أئمّة يهدون بأمرنا} مرحوم فيض كاشاني گويد:
قسمتی از پرده کعبه
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 9:34  توسط خادم الزهرا
|
شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد دلایل بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
پس از شكست ابي داود قاضي مشهور دربار عباسي در خصوص اجراي حد سارق ، روح انتقامجويي و كينه از حضرت (ع) كه ناشي از دست رفتن جايگاه علمي خود در نزد خليفه دربار و مردم بود ، ابي داود را بر آن داشت كه معتصم تاثيرپذير را نسبت به امام جواد (ع) بدبين نمايد .
+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 15:54  توسط خادم الزهرا
|
حسن نظر یاعلی مهرتو درعالم ذَر یافته ام وَه از این لعل که بی خون جگر یافته ام تا ترا دیده زغیرتونظرپوشیدم دولت عشق ازاین حسن نظریافته ام من بی مایه کجادولت عشق توکجا آری آن طفل فقیرم که گهر یافته ام اَندرین دشت که درهرقدمش بس دام است باولای تو رهایی زخطر یافته ام هیچ عصیان به ولایت نرساند ضرری دراحادیث من این طرفه خبریافته ام همه را میرسدازآه سحر صبح وصال من به شام غم تو آه سحر یافته ام نَفس اَمّاره بود سرکش و ازهمت تست گاه گاهی که براین دیو ظفر یافته ام پرتو حسنِ تو با جان من آن کرد که من نعمت سوزدل ودیده تریافته ام مادرم شهدِ غَمت ریخت به کامم با شیر هنر نوکریت را ز پدر یافته ام عمرفانی شد و مدح توبود حاصل عمر ازنهالی که شکسته است ثمریافته ام ای (موید)من و مهرعلی و عشق حسین آنچه می خواستم امروز دگر یافته ام
اميرالمؤمنين صلوات الله عليه در راه كوفه با يك نفرذمى (غیر مسلمان) راه مىرفتند، مرد ذمى به او گفت: بنده خدا كجا مىروى؟ فرمود: مىخواهم به كوفه بروم، بعد از مدتى، مرد ذمى به راه ديگرى برگشت و خواست از امام جدا شود، حضرت نيز به راه او رفت، مرد ذمى گفت : بنده خدا مگر نگفتى كه به كوفه مىروم؟ اما فرمود آرى به كوفه مىروم،
دوستان خوبم ممنون خواهم شد كه با نظرات و انتقادات شما خوبان بتوانم اين وبلاگ را پربار نمايم
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:36  توسط خادم الزهرا
|
خالق عشق و محبت يا حسين اي قتيل دشت غربت يا حسين
بازم ميگم آي رفقا ، هر كه دارد هوس كربـُبلا بسم الله عشق فقط حسین(ع)
کلمات قصار امام حسین (ع) : :: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 14:23  توسط خادم الزهرا
|
|
|