تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس

 

اَللّـهـمّ صَـلِّ علي محمّد

                  و آل محمد و عجل فرجهم          

صلوات از بهترين دعاهاست و يکي از شرط هاي قبولي هر دعايي اين است که اول دعا با صلوات شروع شود و پايانش نيز با صلوات بر حضرت رسول اکرم (ص) و اهل بيت او باشد

 

ز احمد تا احد يک ميم فرق است
جهاني اندر اين يک ميم غرق است

 

يقيناً ميم احمد ميم مستي است
که سرمست از جمالش چشم هستي است

 

ز احمد هر دو عالم آبرو يافت

دمي خنديد و هستي رنگ و بو يافت

 

اگر احمد نبود آدم کجا بود
خدا را آيه اي محکم کجا بود

 

چه مي پرسند کاين احمد کدام است
که ذکرش لذت شرب مدام است


همان احمد که آوازش بهار است
دليل خلقت ليل و نهار است

 

همان احمد که فرزند خليل است
قيام بت شکن ها را دليل است


همان احمد که جانش جام وحي است
به دستش ذوالفقار امر و نهي است


همان اول که اينجا آخر آمد
همان باطن که بر ما ظاهر آمد


همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمد


زنده ياد محمد رضا آقاسي


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 13:27  توسط خادم الزهرا  | 

من که کبوتر دلم انس گرفته با رضا


می شنوم ز قدسیان زمزمه رضا رضا...

 

 آیینه شو جمال پری طلعتان طلب

جاروب کن خانه انگاه میهمان طلب

در حدیثی دیدم  نور دلم امام رضا علیه السلام  فرمودند :

هر کس که در غریبی به زیارت من بیایید من سه جا به بازدید او می آیم

اول : شب اول قبر

دوم : هنگام حساب

سوم :پل صراط

 

زيارت از راه دور

زيارتنامه حضرت امام رضا  (ع )    قرائت

 

 


داستانهای از زندگی قبله دلها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 15:6  توسط خادم الزهرا  | 

على(ع): رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود:

ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك

همانا خداوند به خشم تو خشم می كند و به خشنودى تو خشنود می شود.

روشن است كسى كه جز خدا را درعالم نمی بيند و در برابر او تسليم مطلق است و ارادهاى جز اراده خداوندندارد، قهرا رضاى او رضاى حق و خشم او خشم حق خواهد بود و او انسان كاملى است كه رفتار و كردار او، امام و اسوه و حجت خلق خدا خواهد گشت


نگاهی کوتاه به اخلاق و رفتار امام رضا عليه السلام

«ابراهيم بن عباس»می گويد:«هيچگاه نديدم كه امام رضا عليه السلام در سخن بر كسى جفا ورزد،و نيز نديدم كه سخن كسى را پيش از تمام شدن قطع كند،هرگز نيازمندى را كه می توانست نيازش را بر آورده سازد رد نمی كرد،در حضور ديگرى پايش را دراز نمی فرمود، هرگز نديدم به كسى از خدمتكاران و غلامانشان بدگوئى كند،خنده او قهقهه نبود بلكه تبسم بود،چون سفره غذا به ميان می آمد همه  افراد خانه حتى دربان و مهتر را نيز بر سفره خويش می نشاند و آنان همراه با امام غذا می خوردند.شبها كم می خوابيد و بيشتر بيدار بود،و بسيارى از شبها تا صبح بيدار می ماند و به عبادت می گذراند،بسيار روزه می داشت و روزهى سه روز در هر ماه را ترك نمی كرد

 كار خير و انفاق پنهان بسيار داشت، وبيشتر در شبهاى تاريك مخفيانه به فقرا كمك می كرد

چند گفتار از امام رضا عليه السلام

براى تبرك و نيز بهره‏ورى از دانش امام على بن موسى الرضا عليهما السلام،برخى سخنان آن عزيز بزرگوار را ذكر مى‏كنيم:

1- «المرء مخبوء تحت لسانه‏»مرد زير زبانش پنهان است و چون سخن بگويد شناخته مى‏شود.

2- «التدبير قبل العمل يؤمنك من الندم‏»تدبير و انديشه پيش از انجام كار تو را از پشيمانى ايمن مى‏دارد

3- «مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار»همنشينى با اشرار و بدكاران موجب بدبينى نسبت‏به نيكان و درستكاران مى‏شود.

4- «بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد»دشمنى با بندگان خدا بد توشه‏يى است‏براى آخرت.

۵- «ما هلك امرء عرف قدره‏»شخصيكه قدر و منزلت‏خويش را بشناسد هلاك نمى‏گردد.

6- «الهدية تذهب الضغائن من الصدور»هديه كينه‏ها را از دلها مى‏زدايد.

7- «اقربكم منى مجلسا يوم القيمة احسنكم خلقا و خيركم لاهله‏»در قيامت آنكس به من نزديكتر است كه در دنيا خوش اخلاقتر و نسبت‏به خانواده‏ى خود نيكوكارتر باشد.

8- «ليس منا من خان مسلما»كسى كه به مسلمانى خيانت كند از ما نيست.

9- «المؤمن اذا غضب لم يخرجه غضبه عن حق‏»مؤمن چون خشمگين شود خشمش او را از رعايت‏حق بيرون نمى‏برد.

-«ان الله يبغض القيل و القال و اضاعة المال و كثرة السؤال‏»خداوند قيل و قال و ضايع كردن مال و پرسش بسيار (و بى مورد) را دشمن مى‏دارد.

11- محبت كردن با مردم نصف عقل است.

12- سختترين كارها سه چيز است:انصاف و حقگويى اگر چه عليه خود باشد-در همه حال بياد خدا بودن-با برادران ايمانى در اموال مواسات كردن.

13- شخص با سخاوت از غذايى كه مردم برايش آماده كرده‏اند مى‏خورد تا ديگران نيز از غذايى كه او آماده مى‏سازد بخورند .

14- قرآن كلام و سخن خداست از آن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوئيد كه گمراه مى‏شويد


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 11:31  توسط خادم الزهرا  | 
33

درديست انتظار كه درمان آن تويى 

  اين درد تلخ بى تو مداوا نمى‏شود

سلام بر تو ای  اميد آسمانى و پناه قلب‏هاى بى‏پناه!

 از پشت پنجره‏هاى سوخته و آفتاب‏خورده به آن سوى كرانه‏هاى نيلگون خيره شده‏ام و به تو فكر مى‏كنم. تويى كه از هزاران عشق و اميد والاترى. تويى كه آموزگار دشتستان عشقى. تويى كه رمز رسيدن به اوج خدايى.

اى سفير ثانيه‏هاى عبور: بيا و سوار بر صاعقه‏ها، كوچه‏باغ ديده‏هايمان را چراغانى كن. بيا و به ما  بياموز كه چگونه فضاى دستانمان را پناه نسترن‏هاى غريب كنيم و به ما بياموز كه چگونه مرهم زخم‏هاى پرستو باشيم و دلمان را سنگ‏صبور بلبل كنيم. بيا و به ما بياموز كه چگونه تكه‏اى از سرزمين عشق را ميان گامهاى قنارى‏ها قسمت كنيم و چگونه با محبّت خانه بسازيم و يك اتاقش را به ياس‏هاى خوشبو دهيم. ما سرشار از حسّى غريبيم كه: خواهى آمد. تو كه آدينه‏اى سبزپوشى و مظهر امّيد نيلوفران خاكى.

خدا  كند  كه  بدانى  چقدر  محتاج‏ست 

نگاه  خسته  من  به  دعاى  چشمانت

 چه مى‏شود كه صدايم كنى به لهجه موج 

به لحن نقره‏اى و بى‏صداى چشمانت

 


حضرت على علیه السلام  با اين جملات دعا ميكرد :

خدايا آنچه را كه تو از من به آن داناترى بيامرز ، پس اگر من تكرار كردم تو آمرزش را به من باز گردان خدايا آنچه را كه من بوسيله آن با زبانم بسوى تو تقرب جستم و قلبم بر خلاف آن بود بيامرز خدايا اشاره‏هاى گوشه‏هاى چشم ، و سخنان بيهوده و خواسته‏هاى دل و لغزش‏هاى زبان مرا ، بيامرز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 8:43  توسط خادم الزهرا  | 

نوای غم  ۱در شهادت امام صادق(ع) 

نوای غم ۲ در شهادت امام صادق (ع)

برای شنيدن بايد برنامه   Real Playerرا بر روی کامپيوتر خود نصب کنيد 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 14:28  توسط خادم الزهرا  | 

به یادبود امام صادق علیه السلام

نامش‏«جعفر»و كنيه‏اش‏«ابو عبد الله‏»و لقبش‏«صادق‏»،پدر گراميش امام محمد باقر عليه السلام پنجمين امام و پيشواى شيعيان است.

مدت زندگيش شصت و پنجسال،و امامتش سى و چهار سال،از صد و چهارده هجرى تا صد و چهل و هشت‏بود،

اخلاق امام

امامان پاك ما هر يك در زمان خود نمونه‏ى اخلاق و عمل اسلامى بودند،و همچنان كه خود به پيروان مى‏فرمودند(كونوا دعاة الناس بغير السنتكم‏ )،سراسر زندگيشان درسهاى روشنى از روشهاى اصيل اسلام در همه‏ى ابعاد زندگى مى‏بود،هيچكس از آنان به دستورات اسلام پاى بندتر نبود،و بر هيچ‏«معروفى‏»امر نمى‏كردند جز آنكه خود بيشتر و پيشتر از ديگران به آن مقيد بودند و عمل مى‏كردند و از هيچ‏«منكرى‏»نهى نمى‏نمودند جز آنكه خود هميشه از آن اجتناب داشتند.بدين گونه بود كه پرورش يافتگان مكتب آنان از هر گوشه‏ى زندگى آن بزرگواران درس ايمان و عمل مى‏گرفتند،و با پيروى از روش آنان مسلمانان راستين و برومندى مى‏شدند كه خود در هر عصرى نمونه و آموزگار ديگران بودند.

امام كار مى‏كند:

«ابى عمرو شيبانى‏»مى‏گويد:امام صادق عليه السلام را ديدم كه لباس خشنى بر تن داشت و با بيل در باغ كار مى‏كرد،و عرق از او مى‏ريخت.

گفتم:فدايت‏شوم بيل را به من دهيد،بگذاريد من بجاى شما كار كنم.

فرمود:دوست دارم براى معيشت رنج گرماى آفتاب را تحمل كنم  .

تجارت با سود عادلانه:

-امام صادق عليه السلام،«مصادف‏»يكى از ياران خود را براى تجارت به مصر فرستاد و هزار دينار به او داد.مصادف با آن پول كالايى خريد و با بازرگانان ديگر به سوى مصر رفت،نزديك مقصد با كاروانى كه از مصر باز مى‏گشت روبرو شدند،و از آنان وضعيت كالاى خود را كه از نيازمنديهاى عمومى بود،از نظر بازار مصر پرسيدند،كاروانيان گفتند:كالاى شما در مصر ناياب است.

(مصادف و ديگر بازرگانانى كه به مصر مى‏رفتند چون از نياز مردم مصر آگاه شدند) ،هم پيمان گشتند كه كالاى خودرا با سودى كمتر از صد در صد نفروشند،و همين كار را هم كردند،و نتيجه آن شد كه‏«مصادف‏»هزار دينار سود برد.

به مدينه بازگشتند و مصادف دو كيسه كه هر يك حاوى هزار دينار بود به امام صادق تسليم كرد و گفت‏يكى از اين دو اصل پول شما و ديگرى سود تجارت است.

امام فرمود:اين سود سرشارى است،چگونه آن را بدست آوردى؟

مصادف جريان نايابى كالا و هم پيمان شدن بازرگانان را شرح داد.

امام فرمود:سبحان الله،به زيان گروهى از مسلمانان هم پيمان مى‏شويد كه كالايتان را با سودى كمتر از صد در صد نفروشيد؟!

آنگاه يكى از دو كيسه را به عنوان اصل سرمايه كه پرداخته بود برداشت و ديگرى را نپذيرفت، و فرمود:«من به اين سود-كه با بى انصافى بدست آمده-نياز ندارم،اى مصادف بدست آوردن مال از راه حلال بسيار دشوار است‏».

عبادت امام:

9-«مالك بن انس‏»مى‏گويد:«جعفر بن محمد»همواره يا روزه مى‏داشت‏يا نماز مى‏خواند و يا به ذكر خدامشغول بود،و از بزرگان عباد و زهاد محسوب مى‏شد.بسيار حديث مى‏گفت،خوش مجلس و پر فائده بود،وقتى مى‏گفت:«قال رسول الله صلى الله عليه و آله‏»،رنگش تغيير مى‏كرد...سالى در سفر حج‏با او همراه بودم،هنگام محرم شدن حالتش دگرگون شد چنانكه نمى‏توانست‏«لبيك‏»بگويد،و از بى تابى نزديك بود از مركب فرو افتد،گفتم:اى پسر پيامبر، لبيك بگو و ناچار بايد بگوئى.

فرمود:چگونه بگويم‏«لبيك اللهم لبيك‏»در حاليكه بيمناكم خداوند در پاسخم بفرمايد«لا لبيك و لا سعديك‏»

هيچ بنده‏يى به كمال حقيقت ايمان نمى‏رسد مگر آنكه اين سه خصلت در او باشد:

فهمو و بصيرت در دين-اندازه‏گيرى درست در معيشت-شكيبائى در گرفتاريها و مصيبت‏ها


      وصایای امام در هنگام وداع        

- به فرزندان خود گفت: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَاَنتُم مُسلِموُن  بکوشيد که جز مسلمان نميريد. 
 
امام صادق(عليه السلام)درآخرين لحظات حيات که مرگ را نزديک ديد،دستور داد که تمام خانواده وخويشان نزديکش برسربالينش جمع گردند وپس از آنکه همه آنان درکنار امام حاضر شدند، چشم بگشود وبه صورت يکايک آنها نظرافکند وفرمود:

«ان شفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة» 

شفاعت ما به کسي که نماز راکوچک بشمارد نمي رسد 
اين وصيت امام ، دليل آن است که درآئين اسلام،نماز جايگاهي مهم دارد ، طوريکه امام درآخرين لحظه هاي زندگي ازميان هزاران مسئله فقط نماز راسفارش مي کند و اين نيست جزبراي اينکه امام صادق(عليه السلام)هادي امت وپاسدار دين است ونماز از اين ديدگاه از اهميت فراواني برخوردار مي باشد.


پرتوی از نور

وصایای امام صادق (ع)
گذر عمر - محاسبه روزانه نفس - استقامت - عاقبت نيرنگ و حسادت - پارسايى، كوشش كمك به مومنان - نتيجه اعتماد به خدا و ...
مناظرات امام صادق (ع)
مناظره امام صادق(ع) با صوفيان - مناظره هشام با ابوشاكر ديصانى - مناظره امام صادق(ع) با ابوشاكر ديصانى - مناظره امام صادق (ع) با ابن ابي العوجاء و ...
خطبه های امام صادق (ع)
معجزات امام صادق (ع)
خصوصيات شگفت انگيز شهري در پشت دريا
خبر هاي غيبي امام صادق عليه السلام در مورد مرد شامي
كشتن چهار پرنده و كوفتن و آميختن آنها با يكديگر و بعد زنده كردن آنها و ...
کلمات قصار از امام صادق (ع)
ارزش عقل وتعقل - پيرامون علم و جهل - معرفت و شناخت - خشيت از خدا - احسان و نيکوئي - فقاهت و دين فهمي و ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 13:54  توسط خادم الزهرا  | 


 سلامی به وسعت كوچ پرستوهاى عاشق !


دل را كلبه تو ساخته‏ام در حالى كه با گل‏هاى بهارى مزيّن است.

49

 در گوشه آن آيينه طلايى قلب را، كه اشعه‏هاى زرّين خورشيد، وجودم را ياقوت جلا دهنده خود ساخته است جاى داده‏ام و فرشى از چمن كه تار و پود آن اميد و انتظار است بر پهناى آن گسترانده‏ام. در كنار آيينه دلم روبروى پنجره، شمع جانم را در شمعدانىِ قديمى كه گوشواره‏هاى زُمرّدگونِ استقبال بر گوش كرده است، قرار داده‏ام تا بيايى و با نور جلالت روشنش كنى و عطر مست‏كننده ياس را بر فضا پاشيده‏ام. دسته گلى از گل‏هاى خلوص را كه پروانگان چشم‏به‏راه با روبان قرمز رنگِ محبّت محكمش كرده‏اند، در گلدان بى‏قرارى گذاشته‏ام و پيچك‏ها، تاجى از عشق را بر سردر كلبه نصب كرده‏اند و بلبل، انگشتر فيروزه التماس را بر حلقه آويزان كرده و با چشمانى معصوم و با حالتى نزار مى‏گريد به اميد ديدار. به سروهاى سركش دلم صبر را آموختم تا تو بيايى. چشم در چشم، روبه‏رو، در انتظار، انتظارى محو از گل رخساره صبا تا بيايى و من شهرى از پيغام گيرم و سر تا پا لباس عزمِ بزم پوشم و بر پيشانى لبخند حك كنم سپيدى ياسمن را و بكارم نهالى سر تا پا شعف و جويبارى سرشار از مِىِ ‏اَلَسْت. اى يوسف زهرا! اى خورشيد رخ‏بركشيده درپسِ ابرهاى سياه، اى سفركرده هجران‏گزيده، تا كِى تو همچنان در غيبت و ما اين‏چنان در هجران. اى عزيز! اى پيشواى محرومان، اى آخرين اميد، ديدگان جستجوگر ما بر دروازه سحرقامت تو را منتظر است.

38


اى مهدى جان! اى رايت رسول خدا بر دوش، اى شمشير حيدر بركف، اى عصاى موسى در دست، اى خاتم سليمان در انگشت، اى شكوه عيسى را واجد، اى صبر ايّوب را صاحب، چه دشوار است كه سخنان همه را بشنويم و گوشهايمان از صداى دلنشين تو بى‏بهره ماند. اى قائم! اى يادگار خدا بر زمين، اى قرآن ناطق خدا، اى زاده ياسين و طاها، اى فرزند صراط مستقيم، اى تسلى زهرا، اى پورعسكرى، اى پايگاه مهر و محبّت و اى اسطوره ايثار، براى ديدنت از كدامين كوچه بيايم. آخر در انتظار مقدم پاكت نشسته‏ايم، دستمان گير و رُخ بنما و اين شب جور را به صبح پيروزى بدل نما. بيا كه ديرگاهى است كه پروانه، شوق بال‏زدن بر گِرد شمع را ندارد و پرستو لانه‏اش را پيشكش تاريكى‏ها نموده است.بيا كه سرمايه‏هايمان اندك است، بيا كه اكنون بر دوشهايمان بارى به سنگينى غروب‏هاى مكرّر است و خورشيد، انتظارى بى‏تاب براى طلوع دارد. جهان نثار قدومت باد


48

 دوش دیدم بــــــــــــــــرگ دل در « انتــــــــظار » 
    ناله ها می کرد فریـــــــــــــــــادی چـــــــــــه زار

      معنی
عشق
اش می جســـــــــــــت در جلـی
      بر کــــــــــــلامی با الف با عیــــــــــــــــن و لــی

      درد آخر داشت آهـــــــــــــــی منقلـــــــــــــــــب
      آتش جانـــــــــــــش به جانان منتســـــــــــــــب

     
عشق یعنی عشق
یعنی می ســــــــــــــــرود
      چشم جانش بر جماعــــــــــــــت می فروخـــت

      رأفت آمد بر من بــــــــــــــی دســــــــــــــت و پا
      گر ز من خواهــــــــــــــد براو ســـــــــــــــازم روا

      بی اجازت بی رضــــــــــــــا رفتم جـــــــــــــــــلو
      معنی
عشق
اش شمـــــــــــــــــــردم بر یه لوح

     
عشق
یعنی آه دل از نـــــــــــــــــــــــــــــــای دل
     
عشق
یعنی الفتــــــــــــــی همــــــــــــــرای دل

     
عشق
یعنی آتشــــــــــــــی افرختــــــــــــــــــــه
      جسم و جانش در مرامــــــــــــــش سوختـــــــه

     
عشق
یعنی درد بــــــــــــــی درمـــــــــــــــان ما
     
عشق
یعنی آتشــــــــــــــی بر جـــــــــــــــان ما

     
عشق
یعنی بی ریا بی گفــــــت و کـــــــــــــــار
      هر چه او خواهد کنیــــــــــــــم بی انتــــــــــــظار 

     
عشق
یعنی در رهــــــــــــــش با جـــــــــان و دل
      هر چه او گویــــــــــــــد شود بــــــــــــــــــــاران دل

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 9:3  توسط خادم الزهرا  |