تبليغاتX
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار ... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود گل یاس

 اى مهربان؛

 بگذار تا در ميان ستاره‏هاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛

 بگذار تا از درد جدائيت كه با غيبتت همه تكيه‏گاه مظلومان ازبين‏رفته بنالم؛

 پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى مى‏دانم كه با حضورت در ميان مردم هر قطره آب معنى يك دريا را مى‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند ولى با تو گلستان مى‏شوند؛

اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهاييم مى‏رسد

اى آقاى من؛

 شنيده‏ام كه با نماز خواندن شماست كه خورشيد جان مى‏گيرد و

 با هر نفس شماست كه روشنتر مى‏شود!

 آخر از حريم كدامين بهارى كه عاشقانت با شنيدن نامت به قامت سبزت مى‏ايستند

و قلبهايشان را به سوى شما روانه مى‏سازند؛

 من مى‏دانم كه دل شما مانند دريا پاك است،

روييدن خورشيد از خاك، معناى وجود تو را مى‏دهد و بهار را در نام شما مى‏جويم. عزيز دلم!

 چه شبها و روزها كه نام تو را بر زبان جارى مى‏ساختم

 و به يادت هميشه دلم آهنگ انتظار را مى‏نوازد و با پاى برهنه در جاده‏هاى انتظار قدم برمى‏دارم.

گلدسته‏هاى مسجد جمكران در خيال رسيدن نام زيبايت به گوششان در اوج آسمان

 دعا مى‏خوانند عاشقانى كه به مسجدجمكران مى‏آيند، سر بر ديوار جمكران

 مى‏گذارند و با چشمانى اشكبار تو را ياد مى‏كنند و با دل سوخته‏شان شما را

 صدا مى زنند..

 اى منتهاى مهربانى!

هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه‏هارا به خاطر ديدنت مى‏شمارند؛ چرا كه همه هفته به اميد جمعه مى‏مانيم و هنگامى كه جمعه فرامى‏رسد زمين و زمان بوى تو را مى‏دهد؛

 امّا غروب جمعه دلم را مى‏شكند و هنگامى كه جمعه مى‏رود دلم مى‏گيرد،

چرا كه روزى كه وعده داده‏اى كه خواهم آمد بدون تو سپرى مى‏شود!


 اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِزيارَتِهِ ثَوابُ زيارَت سيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي

از امام هادی (ع) روایت شده که «هر كس كه حضرت عبدالعظيم (ع) را در ری زیارت كند همانند كسي است كه امام حسین (ع) را در كربلا زيارت كرده است»

"ابوالقاسم عبدالعظیم‌بن‌عبدالله‌بن علی‌بن‌الحسن‌بن زیدبن‌الحسن" علیه‌السلام معروف به "عبدالعظیم حسن علوی" از محدثان و دوستان راستین و یاران بسیار ارجمند امام هادی و امام جواد (ع) است . میان علمای رجال در عدالت و وقاثت و زهد ایشان هیچ اختلافی نیست . بنا به نوشته محققان عبدالعظیم در سال 250 هجری قمری از سامرا و از راه طبرستان قصد عزیمت به ری کرد. دلیل این مسافرت به طور کامل مشخص نیست ، ولی بعید نیست که امام دهم علیه‌السلام، ایشان را برای تبلیغ و ترویج احکام و معارف تشیع مامور کرده باشند. ایشان مؤلف دو کتاب هستند: -1 خطب امیرالمؤمنین -2 کتاب الیوم‌واللیله در عظمت و شخصیت و بهره‌مندی او از علوم و ادب همین بس که امام دهم علیه‌السلام ایشان را بر بسیاری از اصحابش برتری می‌بخشید و در صدر مجلس و کنار خود می‌نشاند.


روز جمعه مصادف با شهادت حضرت حمزه عموی گرامی پیامبر می باشد  رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمان میداد در زمان حیاتش به زیارت قبر حمزه (علیه السلام)بروند

حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام)بعد از وفات رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به  زیارت قبر حمزه (علیه السلام)میرفت و مسلمانان پی در پی برای زیارت قبر حضرت حمزه سیّد الشهداء (علیه السلام) می رفتند. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 18:18  توسط خادم الزهرا  | 

اى تجسّم مهربانى!

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف می كنند

 و نفس آب تو رامعنى می كند

و نبض خورشيد تو را وصف می كند.

خوب می دانم كه تومی آيى؛

آرى تو می آيى

 همانطور كه وعده كرده اى 

 و آنگاه است كه انتظار را از لغتنامه ها پاك خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 9:22  توسط خادم الزهرا  | 

سخنى با معشوق آسمانى

  اى مهربان؛ بگذار تا در ميان ستاره‏هاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛ بگذار تا از درد جدائيت كه با غيبتت همه تكيه‏گاه مظلومان ازبين‏رفته بنالم؛ پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى مى‏دانم كه با حضورت در ميان مردم هر قطره آب معنى يك دريا را مى‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند ولى با تو گلستان مى‏شوند؛ اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهاييم مى‏رسد!

 

يا رَبّ الحسينِ بحقّ الحُسَيْن اِشْفِ صَدْرَ الحُسَيْنِ بِظُهُورِ الحُجَّة

 

در حـسـرت بـقـیـع...

   سالروز ویران کردن بناء قبور مطهر ائمه بقیع (علیهم السلام) را به امام زمان(عج) و شما  دوستان خوبم تسلیت می گویم

قبل از تخریب

     جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكيان دارد بـقـيـع

                             يــا صــفـاي خـلــوت افــلاكـيــان دارد بـقـيـع

     مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر

                             صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع

     گـر چـه مي تابد بر اوخورشيد سوزان حجاز

                            از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع

     قـرن ها بگـذشـته بر ايـن ماجـرا اما هــــنوز

                              داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع

     خــفـتـه بـين مـنبـر و مـــحرابي امـا بـاز هم

                             از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع

     راز مــخفي بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت

                              تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع

     شب كه تنها ميشود با خـلوت روحاني اش

                              اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع

          شب كه تاريك است و در بر روي مردم بسته است

         زائــري چــون مــهــدي صاحــب زمـــان دارد بـقـيـع

(با تشکر از دلسوخته بقیع)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 18:15  توسط خادم الزهرا  | 

 

فاطمه! اى گلواژه آفرينش!

كجا زبان ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكرتو آريم، و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد و كدام آينه است‏كه درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! اى بزرگ‏بانو!

اى نام تو، جامع كمالاتت كه گوياى عصمت آتش‏سوز توست. اى آن كه‏دامنت، رسالت‏سردار توحيد را پرورد. اى آن كه مهر رخت،خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است; چرا كه‏جهان بانوان را تو سرورى. اى آن كه شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشيده‏اى. اى آن كه بر گرده گيتى، دوريحانه مصطفى(ص) را مادرى، پس نقش‏آفرين كربلاى  61  تويى; آرى‏تويى. اى آنكه بر در بهشت، نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم‏خدايى، تو جلوه‏گاه رضاى حقى.

و تو اى نامت، زينت‏آراى آستانه بهشت، تو چه ديدى؟ چه كشيدى كه‏جز خداى، خبر ندارد! آن فرشته كه تسليت‏بخش دل آزرده و به‏غم‏نشسته‏ات بود، چه مى‏گفت؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 16:43  توسط خادم الزهرا  | 


با تو پيمان از ازل بستيم يا زهرا
عهد خود يك لحظه نشكستيم يا زهرا، مدد

آيه نام تو را هر دم قرائت می كنيم
دل به ختم ذكر تو بستيم يا زهرا مدد

گوهر عشقيم آنجايى كه با  يادت شویم

 بى تو ما بی ارزش و پستيم يا زهرا مدد

آن زمانى كه به وصل روضه هات دل می دهيم
از جهان پيوند بگسستيم يا زهرا مدد

بانوى مهر آفرين با قدرت امداد تو
بارها ازدامها جستيم يا زهرا مدد

تا به دست خسته تو دست يارى می دهيم
دل پريشان همان دستيم يا زهرا مدد

پا برون از حيطه مهرت چسان بگذاشتن
ما به كوى عشق پا بستيم يا زهرا مدد

مادرانه بر سر طفلان خود دستى بكش
خوب يا بد هر كسى هستيم يا زهرا مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 8:23  توسط خادم الزهرا  | 

روز عید فطر است. روز چیدن میوه های شاداب فطرت که بر شاخسار یک ماه بندگی و امساک از خوردن و آشامیدن، روییده است؛ روز شکرگزاری از نعمت رمضان و سفره گسترده اش، که همه جانهای تشنه را از سبوی تشنگی خویش، سیراب گردانید؛ روز سپاسگزاری از میزبان این ضیافت است که زنجیرها را از دست و پای جان، گشود و بر دست شیاطین بست، تا میهمانش آسوده تر بتواند در بارگاهش سجده کند. امروز عید رهایی از بند نفس است؛ عید برازندگی در محضرخداست.مهربان پروردگارا! به پاسداشت مهرورزی تو، روزه گرفتم و اکنون به نماز فطرت پاک می روم و در آبی رحمتت روح و جان می شویم و تن پوش آمرزش بر تن می نمایم. در این لحظه های سبز استجابت، شاخه های نخل آرزو را در دست می گیرم و ظهور موعود آخرین را از تو می خواهم. امید دارم که آن را عیدی این روز بزرگ قرار دهی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 12:2  توسط خادم الزهرا  | 

 

ماه رمضان ميدان مسابقه اي است كه خداوند براي بندگانش فراهم كرده تا در آن به مسابقه عبوديت و بندگي پردازند و در روز عيد براي دريافت جايزه و پاداش نزد او گرد آيند و همانگونه كه در پايان هر مسابقه اي شركت كنندگان در چند گروه جاي مي گيرند روزه داراني كه در روز عيد گرد مي آيند نيز چند گروهند:

1-گروهي كه روزه را تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن مي دانسته و به همين بسنده مي كرده اند و آن را خدمت و طاعت و بلكه منت مي پنداشته اند و با دروغ و ياوه و تهمت و … روزه خويش مي شكسته اند. چون روزه اين گروه مورد پسند خدا نيست; از اين رو اينان را از عيد بهره چنداني نيست، مگر اينكه از روي حسن ظن به رحمت خدا عيد گيرند كه در اين صورت بعيد نيست كه خداوند به هنگام بخشش جايزه ها آنان را نيز زير پوشش كرم خويش جاي دهد.

2-گروهي كه دريافته بودند كه روزه چون ديگر تكاليف منتي است كه خداوند بر بندگان خود نهاده است و دانسته بودند كه روزه آنگاه روزه است كه افزون بر پرهيز از خوردن و آشاميدن با پرهيز از گناه و ناروايي نيز همراه باشد با اين همه گاهي اعضاي خويش را پاس نداشته و با ترس و اميد و خوف و رجا برخي از نارواها را انجام داده اند و مستحبات را نيز گاه كه نشاطي داشته اند به جاي آورده اند و هر گاه نشاطي نداشته اند رها ساخته اند

اينان با حالتي آميخته از خوف و خجالت و اميد در عيد گرد آمده اند. اينانند كه خداوند به بخشش و بخشايش و تبديل سيئات به حسنات بشارتشان داده و بر عبادت و طاعتشان بيش از آنچه چشم دارند; ثواب و جايزه خواهد داد.

3-گروهي كه روزه گرفته اند اما از سر عادت و از روي غفلت و در ماه رمضان نيز چون ديگر ماهها از غفلت و معصيت پرهيز نداشته اند و همان گونه كه روزه شان از روي عادت بوده از روي عادت براي عيد نيز آمده اند. كار اينان را بايد به خدا وانهاد. شايد به دليل حضورشان در عيد و يا به طفيل اعمال نيك و ارجمند ديگر، خداي بر آنان رحمت آرد و از بخشش و بخشايش خويش بي بهره شان نسازد و شايد بدكاريشان آنها را از رحمت خدا دور دارد و خسران و زيان نصيبشان شود.

4-گروهي كه فرمان خدا به روزه و عبادت را با گوش جان شنيده اند و براي انجام درست و شايسته آن تمام تلاش خويش را به كار گرفته اند و تنها به انجام پاره اي از عبادات و اعمال ماه خشنود نشده اند و براي دستيابي به همه آنها از هيچ كوششي دريغ نكرده اند با اين همه اين ترس و نگراني را داشته اند كه مبادا در اداي وظيفه شكر، كوتاهي كرده باشند.

اينان آنانند كه خداوند عبادت و عملشان را مي پذيرد; تلاش و كوششان را ارج مي نهد; با انواع كرامات و عنايات پاداششان مي دهد و با افزون سازي هديه ها و بخشش ها گرامي شان مي دارد.

5- گروهي كه لذت دعوت خدا چنان سرمستشان ساخت كه رنج گرسنگي و بيداري را از ياد بردند و نداي خداي را عاشقانه و مستانه پذيرا شدند و دعوت او را از روي شوق و شكر و از ژرفاي جان و دل پاسخ دادند، با ايثارگري و جانبازي حجابها از ميان برداشتند، با نزديكي به خدا به مراد خويش رسيدند و خود را در خدا فاني كردند. اينانند كه خداوند به زيبايي و زيبندگي مي پذيردشان به خويش نزديك نزديك مي سازد و از جام وصال مي نوشاندشان

ما از کدام گروه هستیم .. ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 11:41  توسط خادم الزهرا  | 

 

اگر امروز به معرفت و دوستی حق و دوستان او  آشنا هستیم به برکت زحمات گذشتگان با احساس و  فرهنگ بانان تشیع هستیم به بهانه یاد بود علامه مجلسی  احیا گر اسلام علوی و فاطمی به گوشه ای

از زندگی او به نظاره می نشینیم

علامه مجلسي:محمد مشهور به باقر (محمد باقر)است.وي مروج مذهب شيعه دوازده امامي در ايران بوده است. نام پدر او مولي محمد تقي و معروف به مجلسي اول مي باشدشهرت و لقب:علامه مجلسي را به عناوين زير ياد كرده اند:

1)آخوند مجلسي 2)صاحب بحارالانوار 3)علامه مجلسي 4)فاضل مجلسي 5)مجلسي اصفهاني 6)مجلسي ثاني 7)مجلسي دوم 8)مجلسي(به طور مطلق) 9)محدث مجلسي

اين عالم بزرگوار به كليه علومي كه مجتهدان بدان نياز دارند از قبيل صرف و نحو و معاني بيان و لغت و رياضي و فلسفه و حكمت و تاريخ و تفسيروحديث و رجال و درايه و اصول فقه و كلام احاطه كامل داشتند و در بيشتر آنها صاحب نظر بوده است.

علامه محمد باقر مجلسي فرزند محمد تقي مجلسي اول از معروفترين دانشمندان اسلام است كه شهرت او نه تنها در دنياي شيعه بلكه در اكثر ممالك اسلامي رسيده است.نسبش به حافظ ابونعيم اصفهاني صاحب كتاب حليه الاوليامي رسد.

تاليفات و تصنيفات علامه مجلسي رابالغ بر يك ميليون و چهارصد و دوهزار بيت نوشته است كه اگر بر همه عمرش تقسيم شود به هر روزي 53 بيت تقريبا مي رسدصرف نظر از تحقيقات و مراتب علمي و فقهي و ادبي و حكمي كه در تاليفاتش به كار برده است.

وي لقب شيخ الاسلام را از طرف شاه صفوي دريافت كرد.از لحاظ سياست مداري و تنظيم امور مردم ايران و مخصوصا شهر وسیع اصفهان كه در زمان صفويه پايتخت بوده نيز مهارت داشته تا جائي كه مملكت شاه صفوي به بركت وجود او محفوظ و قرين آرامش بود و بعد از فوت او خلل در اوضاع مملکت رخنه کرد علامه در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ هجری قمری در اصفهان وفات نموده.مزارش در بقعه جنب مسجد جامع اصفهان کنار پدرش واقع گردیده و از اطراف و اکناف به زیارت او می شتابند.و بعد از زیارت ائمه هدی کمتر مزاری از لحاظ توجه و احترام عمومی مانند مزار مجلسی است.تاریخ وفات او در این شعر علاوه بر سال وفات روز و ماه آن را نیز بیان نموده

ماه رمضان چو بیست و هفتش کم شد        تاریخ وفات باقرالعلم شد.

زیرا که عدد جمله ماه رمضانبه حساب ابجد ۱۱۳۷ است و چون ۲۷ از آن کم کنی ۱۱۱۰ می شود که سال وفات اوست و روز وفات هم ۲۷ رمضان همان سال می باشد.

وفات علامه مجلسی:علامه مجلسی پس از یک عمر پر برکت در شب ۲۷ ماه مبارک رمضان سال ۱۱۱۰هجری قمریدر اصفهان شهر خود به جهان باقی شتافت .

تالیفات علامه مجلسی:

تعداد کتابهای علامه مجلسی را به زبانهای فارسی و عربی حدود ۲۰۰ جلد کتاب می باشد که اگر سایر تالیفات ایشان را نیز به سبک جدید چاپ کنند کلیه تالیفات او را می توانبالغ بر ۳۰۰ جلد به قطع وزیری و هر جلدی ۴۰۰ صفحه تخمین کرد.

بحار الانواردر ۱۱۰ جلد مراه العقول در ۲۵ جلد و ملاف الاختیاردر ۱۶ جلد از مهمترین آثار او همگی به زبان عربی است جالب این است که تاریخ وفات وی به حساب ابجد معادل است با "جامع کتاب بحارالانوار"

از میان آثار فارسی مجلسی ۵ کتاب از همه مهمتر می باشد:حق الیقین در اعتقادات ـ عین الحیاة در اخلاق ـحلیلة المتقین در آداب و احکام ـحیاة قلوب در تاریخ پیامبران  و جلاالعلوم در تاریخ امامان.

مرقد علامه مجلسی - ره 
95010027.bmp
 
95010025.bmp
 
95010026.bmp
 
95010019.bmp
 
95010020.bmp
 
95010021.bmp
 
95010022.bmp
 
95010023.bmp
 
95010024.bmp

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 19:53  توسط خادم الزهرا  | 

اشک یتیم در فراق پدرمهربان

توی نجف يه خونه بود که ديواراش کاهگلی بود

اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بود

نصف شبا بلند می شد يه کيسه داشت که بر می داشت
خرماو نون و خوردنی هرچی که داشت تو اون می ذاشت

راهی کوچه ها می شد تا يتيما رو سير کنه
تا سفره خاليشون رو پر از نون و پنير کنه

 شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پر از بارون بکنه باغ های بی شکوفه رو

بعد از علی کی ميتونه محرم راز من باشه
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه
علی امام عاشقاست

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 13:45  توسط خادم الزهرا  | 

 

علی آن شير خدا شاه عرب ------------------ الفتی داشته با اين دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است ---------------- دل شب محرم سر الله است
شب شنفته ست مناجات علی ----------- جوشش چشمه‌ی عشق ازلی
شاه را ديده به نوشينی خواب ---------------------- روی بر سينه ديوار خراب
قلعه بانی که به قصر افلاک --------------------- سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک
اشکباری که چو شمع بيزار---------------------- می
فشاند زر و می گريد زار
دردمندی که چو لب بگشايد ----------------------------- در و ديوار به زنهار آيد
کلماتی چو دُر آويزهی گوش ------------------- مسجد کوفه هنوزش مدهوش

شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
فجر تا سينهی آفاق شکافت ------------------ چشم بيدار علی خفته نيافت
ناشناسی که به تاريکی شب ---------------------- می
برد شام يتيمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش ----------------- می
کشد بار گدايان بر دوش
تا نشد پردگی آن سر جلی -------------------- نشد افشا که علی بود علی
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
شاهبازی که به بال و پر راز ---------------------------- می
کند در ابديت پرواز
عشقبازی که هم آغوش خطر ------------------------- خُفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تاثير---------------------------- حلقه
ی در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در --------------------------- که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو ---------------- زينبش دست به دامان که مرو
شال می
بست و ندايي مبهم ----------------------- که کمربند شهادت محکم
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
پيشوايي که ز شوق ديدار -------------------------- می کند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق -------------------------- سر به محراب عبادت منشق
می
زندپس لب او کاسهی شير ---------------- میکند چشم اشارت به اسير
چه اسيری که همان قاتل اوست ----------- تو خدايي مگر ای دشمن دوست
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
در جهانی همه شور و همه شر --------------------- ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَيفَ بَشَر
کفن از گريه‌ی غسّال خجل --------------------------- پيرهن از رخ وَصّال خجل
شبروان مست ولای تو علی --------------------- جان عالم به فدای تو علی

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 12:30  توسط خادم الزهرا  | 

 

 جناب خضر نبى بر جنازه مطهّر أميرالمؤمنين عليه السلام گفته است

ادامه این مطلب را در وبلاگ دوست خوبم مسعود بخوانید و با تشکر از زحمت ایشان در ترجمه و معرفی این سوگنامه  ارزشمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 7:27  توسط خادم الزهرا  | 

ها على بشر كيف بشر 
ربه فيه تجلى و ظهر 
علة الكون و لولاه لما 
كان للعالم عين و اثر
 

بدان كه على بشر است،اما چگونه بشرى است؟بشرى است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمايان شده است.

آنحضرت علت غائى آفرينش است كه اگر او نبود براى عالم واقعيت و اثرى نبود.(خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است)

دوستان خوبم

آب دریا را اگر نتوان کشید        بهر تشنگی قطره ای باید چشید

خواستم چشمان  شما را به مهمانی  انوار  خدایی ببرم  دیدم هر چه بگوییم  کم  گفته ام 

پس گفتم  خودتان از این خر من معر فت  خوشه چین باشید 

 
پرورش يافتن در دامن رسول الله(ص)

منزلت‏خاص نزد خداوند

ايمان و عبادت

جهاد و شجاعت

جود و سخاوت

عدالت

كتابت وحى

زهد و پرهيزگارى

خويشاوندى با رسول خدا(ص)

برادر رسول خدا(ص)

ايثار

قضيه سد ابواب

شهيد محراب

على (ع) اسوه انسانيت
سيرى در فضايل و شخصيت على (ع)
على،مظهر بينشها و ابعاد متضاد

مفهوم شخصيت

ايمان و عبادت على عليه السلام

علم و حكمت على عليه السلام
شجاعت و هيبت على عليه السلام
صبر و حلم على عليه السلام
سخاوت و ايثار على عليه السلام
فصاحت و بلاغت على عليه السلام
خوراك و پوشاك على عليه السلام
عدالت و حقيقت خواهى على عليه السلام
عواطف على عليه السلام
بحثى در امامت
آيات نازله در باره على عليه السلام
احاديث نبوى در باره على عليه السلام
نظر رجال عامه و ديگران در باره على عليه السلام
در نفى امامت از غير على عليه السلام
رد دلائل اهل سنت
دو دليل عقلى و اصولى

سخنى چند با اهل سنت

اولاد آنحضرت
اصحاب على عليه السلام
از سخنان على عليه السلام

از سخنان منظوم (منسوب به آنحضرت)

اکنون بیاید با گوش جان به کلام روح بخش او در

نهج البلاغه نظری کنیم


 

تولد در كعبه


سبقت در اسلام، ايمان و هجرت

منزلت‏خاص نزد رسول خدا(ص)

علم و حكمت

صبر و حلم

فصاحت و بلاغت

رافت

دانستن قرآن و شان نزول آن

عصمت و طهارت

جانشين رسول خدا(ص)

همتاى فاطمه زهرا(س)

آيه مباهله

ساقى حوض كوثر

مديحه ومرثيه

صوتی با برنامه real

3

2

1

6

5

4

9

8

7

12

11

10

15

14

13

18

17

16

21

20

19

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 16:56  توسط خادم الزهرا  |