انا انزلناه فى ليلة القدر و ما ادريك ماليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهرتنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام هى حتى مطلع الفجر شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند آن شب را, قدر ناميدند, از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. ديگران نيز گفته اند: شب قدر است, زيرا كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى ديگر نيز گفته اند: شب قدر است, چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه و گرامى, براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمی گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم میداد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده می شد و می فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد مجموعه ای از احادیث شبهای قدر علائم و منزلت ليلة القدر علي (ع) قاسم جنت و جهنم سوگ علي، عزاي پابرهنگان شب قدر1 تفسير سوره قدر علائم و منزلت ليلة القدر ساير اعمال شب قدر "قدر" شناسي در "شب قدر" قرآن و شب قدر ... و تو چه داني كه شب قدر چيست؟ شب قدر دعا براي درك شب قدر و فطر نغمه های شب قدر (صوتی با برنامه real قابل اجرا هستند)
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 7:51  توسط خادم الزهرا
|
جملاتى كوتاه درباره مردى بسيار بزرگ چه بگويم در حق بزرگ مردى كه دوستانش از روى ترس و دشمنانش از روى حسد، فضائل او را پنهان كردند با این همه فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را پر كرده است.(خليل بن احمد، مخترع علم روض). آرى، آنچه از او هر كس كه گفته است بمنزله قطره اى در جنب دريا و يا دانه اى در فضاى صحراست. على از دنيا درگذشت در حاليكه شهيد عظمت خود گشت.(جبران خليل جبران، نويسنده پرشور مسيحى). اى روزگار چه ميشد كه اگر هر چه قدرت و قوه دارى بكار مى بردى و در هر زمان يك على با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش، با آن ذوالفقارش به عالم مى بخشيدى (جرج جرداق، نويسنده مشهور مسيحى) تو زيبايى ولى نه بخاطر چشمان سياهت، بلكه به خاطر بيينش شعله ورت. تو زيبايى نه بخاطر جمال سيمايت، بلكه بخاطر صفاى سرشتت. تو زيبايى نه به خاطر گلوبندى رخشان بر گردن بلورينت، بلكه بخاطر جبروت خصلتها و خوى شكوهمندت. تو قهرمانى ولى نه به خاطر پيچيدگى مچ هايت، تو قهرمانى نه به خاطر پهناى شانه ات، بلكه بخاطر چشمه فيضى كه نخست بر قلب و زبانت و سپس به گفتار و رفتارت سرازير شده است.(سليمان كتانى، نويسنده و اديب مسيحى لبنانى)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 20:11  توسط خادم الزهرا
|
نام نيكويش ، حسن ، خلقش حسن ، خويش حسن بنگرش ماه خدا روشن زماه ما شده حبيب چايچيان (حسان).
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 5:11  توسط خادم الزهرا
|
امام حسن علیهم السلام دوست بذله گو و شوخ طبعی داشت که گهگاه خدمت آن حضرت می رسید و با سخنان خود مایه شادی آن بزرگوار را فراهم می ساخت. مدتی بود که او به امام سر نمی زد تا آنکه که یک روز نزد حضرت آمد. امام علیه السلام فرمود: «چطوری؟» مرد پاسخ داد: «نه چنانم که خدا دوست می دارد، نه چنانم که شیطان دوست می دارد و نه چنانم که خودم دوست می دارم.» امام حسن علیه السلام از این حرف خنده اش گرفت و با تعجب پرسید: «چرا؟» مرد عرض کرد: «زیرا خدا دوست دارد که از او اطاعت کنم و نافرمانی اش نکنم که چنین نیست. شیطان هم دوست دارد که مدام نافرمانی خدا کنم و اصلاً اطاعت نکنم که چنین نیز نیستم (و گاهی حرف خدارا گوش می دهم.) خودم هم دوست دارم که هرگز نمیرم، چنین نیز نیستم (و روزی باید بمیرم )».همان جا مردی برخاست و از امام علیه السلام پرسید: «ای پسر رسول خدا! چرا ما از مرگ بدمان می آید و آن را دوست نمی داریم؟» حضرت فرمود: «شما آخرتتان را خراب و دنیایتان را آباد کرده اید و برای همین، رفتن از جای آباد به جای خراب را خوش نمی دارید.» ) - بحارالانوار، ج 6، ص 129_ ج 44، صفحه 110رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هر که حـسـن (علیه السلام) و حسـین (علیه السلام) را دوست دارد ، من او را دوست می دارم و هر که من او را دوست دارم ، خدا او را دوست دارد و هر که خدا او را دوست دارد ، داخل بهشت گرداند و هر که آنها را دشمن دارد من او را دشمن دارم و هر که من او را دشمن دارم ، خدا او را دشمن دارد و هر که خدا را دشمن دارد، داخل جهنم کنداى علوى ذات و خدائى صفات
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 4:45  توسط خادم الزهرا
|
كه ميگويد كه او وجه خدا نيست؟ خوش آنعشقي كز اسراروجوداست جهان بي عشق تاريك و كبود است تولّي و تبرّي اصل دين است ملازم بودنش سر صعود است ولايت جلوه در ماه خدا كرد به لبهاي محبان اين سرود است قسم بر ذات شهراللّه اعظم حسن سر منشاء احسان وجود است قسم بر صبر و مظلومي و غربت حسن نشناس بدتر از يهود است حسن مصباح راه متقين است كه ميگويد مذّل المؤمنين است؟ جهان او را به غربت ميشناسد فلك او را به رأفت ميشناسد هواي نفس در صلحش نبوده خدا او را به عصمت ميشناسد سگي كه لقمه از دستش گرفته وجودش را به رحمت ميشناسد علي كه اشجع كرّار باشد گلش را بر شجاعت ميشناسد فضاي كوچه سرد مدينه بحق او را به غيرت ميشناسد ملائك صبر او را دوست دارند طواف قبر او را دوست دارند دل اين ايزد نما را ميپرستد گل اين عطر وفا را ميپرستد به خالش روزها در سجده هستند شب اين ماه ولا را ميپرستد به دشنامي كه شامي عبد او شد دعا نه ناسزا را ميپرستد اگر باشد عذاب حق به دستش دلم جُرم و خطا را ميپرستد كه ميگويد كه او وجه خدا نيست؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 20:7  توسط خادم الزهرا
|
ايام بگذرانم در انتظار مهدي قدر و دخان بخوانم در انتظار مهدي
ابر كرم بباران بر كوي سربداران بر كف گرفته جانم در انتظار مهدي در بين هر مناجات با وعده ملاقات ساعات بگذرانم در انتظار مهدي شب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزم چون شمع نيمه جانم در انتظار مهدي جمعه به جمعه نالم ناله برد مجالم ياسين و ندبه خوانم در انتظار مهدي من نذر صبح نورم وقف شب ظهورم زنده اگر بمانم در انتظار مهدي هر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيد مانند سايبانم در انتظار مهدي داني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردم هر سو سري كشانم در انتظار مهدي باشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرم وين اشك خونفشانم در انتظار مهدي با سوره تبارك در اين مه مبارك همچون فرشتگانم در انتظار مهدي اي پيك هر شب من لبيك بر لب من اين است ارمغانم در انتظار مهدي
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 8:42  توسط خادم الزهرا
|
خوشا راز گفتن و پاسخ شنيدنبرداشتى از دعاى روزهاى ماه رمضانامشب نخستين بار است كه تو را مىبينم چهرهات به زيبايى مىدرخشيد. سر بر آسمان برداشتهاى، هلال ماه را مىنگرى و زمزمه مىكنى : خدايا اين ماه را بر ما به امنيت و ايمان، سلامت و اسلام، عافيت و دفع درد و... نو گردان .- اولين روز رمضان بر تو مبارك باد. مىدانى ميهمان چه كسى هستى؟ او كه معبود جهانيان است و عفوكننده گنهكاران. از او درخواست سلامت روزه و شب زنده داريت را بنما! - دو روز است كه لب از خوردن فرو بستهاى. تلاش كن تا به خشنودى پروردگارت نزديك تر و از خشم او دور شوى. از مهربان ترين مهربانان توفيق خواندن آياتش را طلب كن! - امروز سوم رمضان است. براى تيزهوشى و بيداريت دعا كن و از هر چه در آن بى خردى و اشتباه است بپرهيز. سهمت را از خير و بركت اين ماه افزون تر بخواه كه او بخشنده ترين بخشندگان است. - چهار روز است كه درهاى آسمان به رويت گشوده شده. براى بر پاداشتن فرمان و دستور خدا برخيز آنگونه كه شايسته است و سپاسگزارش باش. بىشك پروردگارت به احوال تو بيناترين بينايان است. - پنجمين روز رمضان است و ميزبان گوش به دل تو دارد. دست به دعا بردار: خدايا در اين ماه مرا از آمرزش خواهان، از بندگان شايسته فرمانبردارت، از اولياء مقرب درگاهت، از... قرار ده. - شش روز است صبرت را مىآزمايى. ترديد، لحظهاى تو را وانمي گذارد. از نافرمانى او مىترسى، از تازيانههاى عذابش بيمناكى، از موجبات خشمش گريزانى... و سخت دوستش دارى كه نهايت اشتياق مشتاقان است. - هفت روز تشنگى جسم را تاب آوردى و جانت را به ذكر او سيراب ساختى. از هر چه سستى و لغزش است به راهنماى گمراهان پناه ببر! - هشتم رمضان آمده. مبادا مهرت را از يتيمان دريغ كنى. طعامت را با آنان تقسيم كن. سلامت را آشكار كن و همنشينى با كريمان را بياموز! - نه روز است با روزه دارانى. رحمت گسترده او را دريافتهاى؟ دليل هاى درخشانش را ديدهاى؟ اسباب خشنوديش را فراهم ساختهاى؟ او آرزوى مشتاقان است. - يك سوم رمضان گذشت. بر خدا توكل كن تا از سعادتمندان درگاه و مقربان پيشگاهش باشى. او را بطلب كه هدف نهايى جويندگان است. - يازدهم رمضان است. از او بخواه كه تو را دوستدار احسان و نيكى گرداند و از فسق و نافرمانى دور شوى. از او بخواه كه سوز آتش را بر تو حرام گرداند. او فريادرس فرياد خواهان است. - دوازده روز از رمضان مىگذرد. جامه ستر و عفاف برازندهات باد. قناعت را پيشه كن و عدالت و انصاف را از نظر دور مدار. - امروز، سيزدهمين روز رمضان است. و تو سعادتمندتر از ديگرانى، اگر از آلودگى پاك شوى و بر مقدراتت شكيبايى ورزى، اگر پرهيزكار باشى و همزبانى با نيكان را برگزينى. - چهارده روز است كه ميهمان خدايى! پروردگارى كه عزت بخش مسلمانان است و تو را از خطا و لغزش باز مىدارد. اميد كه هدف بلاها و آفات قرار نگيرى. - رمضان به نيمه رسيد. خدايا! اطاعت فروتنان را روزى ما بگردان و سينهمان را براى بازگشت به سوى خويش گشاده ساز! اى امان بخش آناني که مي ترسند!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 18:27  توسط خادم الزهرا
|
گذشت افطار و هنگام سحر شد نيامد يارم و خاك به سر شد نيامد ساقي ميخانه دوست خماري كم نگشت و بيشتر شد به اميدي كه حتماً خواهد آمد دو چشمم دوخته بر پاي در شد به پاي سرو ناز سر بلندم سر افتادهام افتادهتر شد نه تنها من ز پا افتادهام، ني ز هجرانت جدا كوه از كمر شد اگر آيي چه آهي و چه سنگي ببين آيينه هم اهل خطر شد به ياد آفتاب افتاده هر صبح كه شبنم دامنش يك ذرهتر شد شقايق گونه بر دل بود داغي فراق باغبان داغي دگر شد به پايت آنقدر انگور ميريخت كه شاخ تاك چشمم بي ثمر شد نفهميدم سحر كي آمد و رفت نيامد يارم و خاكم به سر شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 8:4  توسط خادم الزهرا
|
من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم منم كه مادر امّ الائمه زهرايم به افتخار كنيزي مصطفي اين بس كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم خداست شاهد حالم كه من چهها ديدم اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم اگر بهشت برين جايگاه شأن من است براي اينكه به دنيا مطيع مولايم ز نيش طعنه نمامهاي آل قريش هنوز وارث درد و بلاست زهرايم تمام هستي خود را به عشق بخشيدم به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد حريم عشق بسوزد به دست اعدايم ستم به فاطمهام از قديم عادت داشت از آن زمان كه به دل بود انيس غمهايم هميشه فاطمه ميگفت از درون با من كه من يگانه معين تو در بلاهايم خدا گواه بسوزم از اين كه در غم و درد نبود سايه من بر سر تو، اي وايم مرا كفن ز بهشت آيد اي خداي حسين اگر چه مادر آن بي كفن به صحرايم
برخی ویژگیهای حضرت خدیجه در متون تاریخی و روایی: آزار و اذیت مشرکان اندوهناک می شد، خدیجه او را آرامش میبخشید، سنگینی مشکلات را از دوش او بر می داشت و آزار مردم را در نظر او آسان می نمود. آن سه تن در زمین وجود نداشت. فرستاد که: «... خداوند نزد بزرگترین فرشتگان خود، هر روز بارها به تو افتخار میکند.» که رنگ چهرهاش به سرخی متمایل بوده است.) مراجعه شود به:
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 18:19  توسط خادم الزهرا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 6:3  توسط خادم الزهرا
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 11:48  توسط خادم الزهرا
|
نجوایی دل (صوتی )
لب فروبند از طعام و از شراب، سوی خوان آسمانی کن شتاب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 10:51  توسط خادم الزهرا
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 10:31  توسط خادم الزهرا
|
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1384ساعت 12:16  توسط خادم الزهرا
|
فواید دعا برای فرج v دعا برای فرج ، موجب فرج امام زمان(ع) وشیعیان آن حضرت خواهد شد. v موجب زیاد شدن نعمتهای پروردگار می شود. v علامت انتظار دعا کننده است. v دعا برای آن حضرت موجب دعا کردن متقابل امام عصر برای دعا کننده است. v دعا برای فرج اداء اجر رسالت پیامبر اکرم(ص) است. v موجب آمرزیده شدن گناهان می شود. v دعا کننده اگر قبل از ظهورآن حضرت از دنیا برود می تواند برای یاری آن حضرت در وقت ظهور به دنیا باز گردد. v دعا کننده برای فرج به ثوابهای احسان به والدین حقیقی می رسد. v هنگام مرگ به دعا کننده برای فرج( که مداومت بر اینکار داشته) بشارت خوب داده وبا او مدرا می کنند. v خداوند متعال اورا در عبادت یاری می رساند. v دردعا برای فرج ثواب انتقام خون ابا عبد الله الحسین (ع) نهفته است. v دعا کننده برای فرج نوری خواهدشد که روز قیامت برای دیگران درخشش می کند. v شفاعت اورا در حق هفتاد هزار گنهکار خواهند پذیرفت. v در دعا برای فرج ثواب خیر خواهی برای مومن نهفته است. v دعا برای فرج با ارزشترین اعمال است. v موجب کامل شدن ایمان می شود. v دعا برای فرج انسانرا به مقامی می رساند که ثواب همه بندگان خدا را یکجا به او می دهند. v دعا کننده برای فرج ثواب شهادت در رکاب رسولخدا (ص) نصیبش می شود. v دعا برای فرج ثواب نیکی به حضرت بقیه الله(ارواحنا فداه) و ائمه هدی وهمه انبیاء وهمه مومنین را دارد. v دعا برای فرج وفاء نمودن به عهد و پیمان با پروردگار وائمه هدی (ع) است. v دعا برای فرج موجب درخشش بیشتر نور معرفت امام زمان در قلب انسان می شود. v خداوند متعال نزد ملائکه به دعا کننده برای فرج مبا هات می فرماید. v دعا کننده برای فرج به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(س)خواهد رسید. با تشکر از آسمانی
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 14:10  توسط خادم الزهرا
|
انسانها در كوير تفتيده * همه جا خشك است، حتي چشمها براي اشك ريختن چيزي ندارند، گرما بي داد مي كند، گويي جهنم به استقبال ما مي آيد، به كدامين گناه بايد به اين مصيبت دچار شويم؟! - گناه رو برتافتن از حق، گناه پشت پا زدن به توحيد، گناه انكار ولايت، گناه تنها گذاشتن ولي او گناه... * همه جا خشك است، حتي آبي بر رو نمانده است، آبرو رفتگانيم! مگر با اين همه پستي و پليدي و حق گريزي و بي عدالتي كه بشر دارد آبرويي هم برايش مانده است؟ * همه جا خشك است، هركس به سويي دنبال آ ب رفته است و همه ديوانه وار بدون هيچ تفكر منطقي دنبال آب مي گردند و غالبا دل به سرابي بسته اند نه آب. رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس گويا ولي شناسان رفتند از اين ولايت * تشنگي يعني نياز شديد و فوري به آب، چه آبي؟ آيا آبها كثيف لجن زار مناسب است؟! فاضلابهاي بد بو چطور؟! آيا خونابه هاي زخمهاي ناسور بشريت مناسب است؟! آبهاي سمي و زهراب ها چطور؟! دل آشوب نشويد و رخ درهم مپيچيد بخدا سوگند انسانهايي تشنگي را با چنين آبهايي پاسخ مي دهند. * همه جا خشك است و ما تشنگانيم: برخي اصلا تشنگي را لمس نمي كنند. برخي اصلا نمي دانند كه تشنه هستند. برخي مي دانند كه تشنه هستند ولي دنبال آب نمي روند. برخي دنبال آب مي روند ولي فريب سراب را مي خورند. برخي فريب سراب را نمي خورند ولي سر در آبهاي الوده فرو مي برند. راستي من و شما جزئ كدام گروه هستيم؟ چند نفر هستند كه دنبال آب زلال و پاك و... مي گردند؟
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 20:33  توسط خادم الزهرا
|
اي جامع لطيف كه در هردليت جا ست در دل نشسته اي تو و دل خانه خداست يك كشور و دو سلطان در عهده خطاست حق رادوئي نگنجد، اين مسلك صفاست توحيد سرّ خاص سلاطين اولياست يك پادشاست بر همه عالم خدايگان يعني توئي كه نيست وراي تو جزء و كل اي مهدي ولايت و اي هادي سُبًل فعّال عقل ونفس ،هيولاي خار وگل تا كي زنيم زير گٍليم دَغا دُهل ؟ هم خالق عقولي و هم رازق مثٌل هم سر لا مكاني و هم صورت مكان با آن كه بي نشاني ، در هر كرانه اي از توست –اي ولي ولايت – نشانه ايهم در ميان نه اي تو و هم در ميانه اي اي خانه خدا كه خداوند خانه اي اي پاسبان دين كه به دولت يگانه اي بيرون بيا ز پرده كه شد دزد پاسبان برگرفته از كتاب (سلام بر پرچم افراشته ) شرح سلام هاي زيارت آل ياسين
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 9:50  توسط خادم الزهرا
|
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 9:43  توسط خادم الزهرا
|
|
|
||||||||||||||||||||||